تبليغاتX
ارواح متافیزیک هیپنوتیزم www.arvah.org
ارواح متافیزیک هیپنوتیزم www.arvah.org

آرشیو وبلاگ ایمیل مدیر صفحه نخست
پیغام مدیر

به وبلاگ ما خوش آمدید .
امیدوارم مطالب این وبلاگ مورد استفاده شما قرار بگیرد.
در ضمن نظر یادتون نره

آمار و اطلاعات بازدیدکننده

تعداد بازديدها:

جست و جو در این وبلاگ



پيوندهاي روزانه

آرشيو پيوند ها

تبلیغات

برای ورود به انجمن تماس با ارواح از آدرس زیر وارد شوید.

ماوراءالطبیعه

وبلاگ تماس با ارواح به آدرس زیر منتقل شد , برای خواندن مطالب جدید از آدرس زیر وارد شوید.

متافیزیک




مقدمات انجام مدیتیشن دوقلب

انجام هر عملی نیاز به فراهم کردن مقدماتی دارد . خصوصا اگر آن عمل یک تجربه روحانی باشد. مدیتیشن یک هوشیاری است . هوشیاری ای که همچون لعابی زرین میتواند همه فعالیت های روزمره ما را زینت دهد . مدیتیشن مارا آگاه میکند و باعث میشود که همه آنچه پیرامون ماست به گونه ای دیگر شود. هنگامی که آن را فراگیریم میبینیم که به راحتی جایگاه خود را در جای جای زندگی مان پیدا کرده و جزئی از زندگی ما میشود . مدیتیشن روشنایی طلائی رنگی است که در ابتدا برای مواقعی خاص (دقایقی که به مدیتیشن میپردازیم ) و سپس در تمام طول زندگی تلائلو میکند . مدیتیشن نوری است که ابتدا برای لحظه ای درک میشود و سپس همه زندگی ما را غرق خود میکند.

به منظور درک هرچه بیشتر این نور آگاهی و درک لذت آن , مقدماتی را باید فراهم نمود . جالب آن است که پس از مدتی مهیا کردن این مقدمات خود بدل به مراقبه ای زیبا میگردد . این مقدمات عبارت از آماده کردن مکان مراقبه , لباس مراقبه , ساعتی از روز که بدین امر مشخص میشود و نحوه نشستن و استقرار یافتن در این حالت .

انجام برنامه نیازمند مکان خاصی نمیباشد منتهی برای شروع بهتر است اتاقی تمیز با تهویه مناسب فراهم شود . نور حتی الامکان کم باشد چرا که اتاق زیاده از حد روشن باشد قادر به گذشتن از پلک های بسته و تاثیر گذاری بر قشر مغز میباشد . در نتیجه عمق خلسه مراقبه کننده زیاد نمیشود. توصیه میشود به دور از تلفن یا هرگونه صدای ناگهانی قرار گیریم . هرگونه صدای ناگهانی نظیر زنگ تلفن , زنگ منزل یا داد و فریاد ممکن است آرامش فرد را برهم بزند . سر و صدای مبهم مانند صدای ترافیک و همهمه آدم ها ایرادی ندارد , فراهم نمودن شرایطی به دور از همهمه جمعیت یا حرکت ماشین ها در شهرهای بزرگ عملا میسر نمیباشد . چنین همهمه مبهمی حتی اثر مثبت هم میتواند داشته باشد زیرا سر و صدای ناگهانی ناخواسته ( مانند بهم خوردن پنجره و ... ) را در خود حل میکند .

نوع پوشش زیاد مهم نیست . لباس حتی الامکان نخی باشد . مدیتیشن دریافت سیل انرژی است و لباس های چرمی و پلاستیکی به عنوان عایق انرژی مانع دریافت کامل انرژی میباشند . لباس نخی سفید و تمیز کمترین تاثیر را بر روی عبور انرژی گذاشته در نتیجه بر پوشش های دیگر افضل است. اما به هیچ وجه اجباری نیست . در حالت مراقبه بدن باید راحت ترین فرم خود را داشته باشد . لباس های تنگ یا کمربندهای چرمی میتواند مانع رسیدن به این فرم ایده آل شود. در این حالت سعی کنید فلزات ( عینک , ساعت , انگشتر و ... )) را از خود دور کنید.

شما بدون رعایت هیچکدام از این توصیه ها نیز میتوانید به مراقبه بپردازید ولی شرایط بالا روند کار را تسهیل میکند . تجربه نشان داده است که هرگاه مراقبه کننده قبل از پرداختن به مراقبه دوش گرفته باشد نتیجه بسیار لذت بخش تر میگردد.

پرداختن به مدیتیشن در هر ساعتی از روز میسر است . زمان انجام آن بسته به زمان استراحت و وقت آزاد شما دارد. اما به هنگام صبح زود یا عصر ممکن است بهتر باشد . کل برنامه 15- 20 دقیقه بیشتر وقت نمیگیرد . در این مدت نیز به مرور میتواند کمتر شود . بسیاری از استادان روحانی این فرایند باز شدن دریچه هستی و سرازیر شدن انرژی کیهانی را د لحظه ای انجام میدهند. اگر در آثار عرفا و شاعران دقت کرده باشید بسیاری از آنها تنها در یک دم , حالت سرور و وجد را تجربه کرده اند و یک عمر شرح آن لحظه را به انحاء مختلف بیان کرده اند.

چسباندن نوک زبان به سقف دهان

در بدن چاگراهای اصلی قرار دارند که در پشت و جلوی بدن ادامه دارند , این چاکراها بر روی کانالی از انرژی که در دو سطح جلویی و پشتی ادامه دارد قرار گرفته است , هنگامی که فرد در سطح آگاهی بالیی نیست , سطح انرژی نسبتا کم بوده و انرژی در این کانال به صورت پیوسته ادامه ندارد . چنانچه انرژی در کانال ها جریان نداشته باشد , هاله درونی و اندازه چاکراها کوچک میباشند . روش های گوناگونی وجود دارد که میتوان به صورت موقت انرژی را دوباره در کانال ها به میزان زیادی جریان داد.

از جمله تکنیک هایی که میتوانند بر روی جریان انرژی کانال های جلویی و پشتی بدن تاثیر گذارند تنفس های شکمی یا پرانایی , چسباندن نوک زبان به سقف دقان و تکرار مانتراها را میتوان نام برد .

یکی از موثرترین این تکنیک ها که به سادگی قابل دستیابی میباشد اتصال زبان به کام میباشد.

هر کسی میتواند به آسانی و به طور موقت سطح انرژی خود را فقط با بالا بردن نوک زبان و چسباندن آن به کام دهان افزایش دهد . این کار , ارتباط بین کانال های انرژی پشتی و جلویی بهتر و و در نتیجه گردش انرژی بهتر و بیشتر میگردد . در این حالت اندازه هاله درونی هم افزایش مییابدهمانند زمانی که کلید لامپ باز باشد الکتریسیته جریان می یابد و لامپ روشن میشود . بدین ترتیب هاله درونی پرنور و بزرگ خواهد شد.

چسباندن زبان به سقف دهان به شفاگر این امکان را میدهد که انرژی بیشتری را در دسترس داشته باشد و فرایند شفا بخشیدن را نیز موثرتر میکند . از این تکنیک در انجام مدیتیشن دوقلب نیز میتوان استفاده نمود.

مراحل مدیتیشن دوقلب

1- تمیز کردن کالبد انرژی به کمک تمرینات فیزیکی :

انجام مدیتیشن موجب افزایش انرژی در بدن میگردد . چنانچه قبل از افزایش این انرژی بدن را از انرژی های راکد و کثیف پاک نکنیم , موجب تجمع انرژی کثیف در بدن میگردد . این عدم تعادل میتواند سرآغاز بیماری یا ناراحتی باشد . از مقدمات بسیار مهم مدیتیشن مهیا کردن شرایط فیزیکی بدن است . بدن ما توده ای از انرژی است . هرگونه ارتباطی با دنیای بیرون , به نوعی توده انرژی بیگانه ای را به آن وارد میکند . بیشتر این انرژی های تازه رسیده انرژی های مطلوب نبوده و باعث انباشتگی کانال های انرژی میگردند . انجام مدیتیشن یعنی گذر کردن خیل عظیمی از انرژی , بدیهی است این خیل عظیم انرژی نیاز به گذرگاهی تمیز و راهی باز دارد تا بتواند به خوبی جریان یافته و مثمر ثمر واقع شود . هنگامی که سیگار میکشیم , میترسیم , حسادت میکنیم و ... مسیر جریان این انرژی را در بدن خود تنگ و حتی مسدود میکنیم . لذا انجام مدیتیشن میتواند خطرناک هم باشد و به انباشتگی شدید انرژی در بدن منجر شود . به منظور جلوگیری از چنین خطری و بالاتر رفتن نتیجه کار تمرینات ورزشی خاصی توصیه میشود که بسیار ساده بوده و در هر مکانی قابل انجام هستند.

هدف اصلی تمرینات پاکسازی کانال های انرژی است . تمرینات باعث به دور ریختن انرژی چاکراها و کانال های بدن میگردد و در نتیجه بدن به خوبی میتواند مجددا دریافت انرژی داشته باشد. تمرینات فیزیکی نقشی بیش از این ندارند . هیچگاه ورزش کردن به ما انرژی نمیدهد . دلیل آنگه ما با ورزش کردن احساس سرحالی و قدرت میکنیم آن است که منابع پرانا همیشه در دسترس ما هستند منتهی ما به خاطر تنش ها و عادات فکریمان , بدن را اکنده از انرژی راکد کرده ایم در نتیجه نمیتوانیم به خوبی از منابع انرژی مثل خورشید , زمین و هوا استفاده کنیم . با انجام چند تمرین فیزیکی یا ورزش کردن این کانالها تکانده میشود . سطح انرژی بدن نسبت به محیط پایین تر رفته و بدن قادر به دریافت انرژی تازه میگردد . لذا فرد پس از ورزش کردن احساس سرخوشی و نیرو گرفتن میکند . خداوند مهربان همه چیز را در دستر همه کس رار داده است . این ما هستیم که با رفتار و پندارمان آن ها را از خود دریغ میکنیم.

2- یاری خواستن از انرزی آسمانی:

اگر میخواهید از صندلی استفاده کنید باید پشت خود را کاملا به پشتی صندلی تکیه داد و کف پاها را به زمین گذارید . حالت دیگر نشستن به صورت چهار زانو است حالت نشستن نیمه لوتوس وضعیت مناسبی است . برای نشستن بر روی زمین اگر بدن کمی بالاتر از پاها قرارگیرد بهتر است .

میتوانید برای خود دعا کرده و خواهان برکات الهی برای خود گردید . نمونه ای دعا در زیر آورده شده است . چشمانتان را ببندید و دعای زیر را با تمام وجود تکرار کنید . نوک زبان را به سقف دهان بچسبانید .

(((تقدیم به خداوند متعال . خداوندا به خاطر برکات الهی از تو سپاسگزارم و به خاطر هدایت , یاری , حمایت و شناختی که به من عطا نموده ای سپاسگرارم و به تو ایمان دارم.)))

(((تقدیم به معلمان روحانی ام , به فرشتگان مقدس , یاری رسانندگان روحی , همه معصومین و به همه بزرگان , از شما نیز به خاطر برکاتتان سپاسگزارم و به خاطر هدایت , یاری , حمایت و بصیرتی که به من عطا نموده اید سپاسگزارم و به شما ایمان دارم)))

یاری خواستن از قدرت پروردگار یا راهنمایان بسیار مهم است . هر رهرو واقعی ای معمولا راهنما یا راهنمایان ممعنوی ای دارد که ممکن است خود او نیز از وجود آنها مطلع نباشد . به هر حال دعا برای هدایت , یاری و حمایت رهروان بسیار ضروری است . بدون دعا کردن و طلب کمک و سپاسگزاری از فرشتگان مقدس و راهنمایان روحی و معلمان روحی و کسانی که به طریقی در رساندن این علم به ما کمک کرده اند پرداختن به هرگونه مدیتیشن پیشرفته ای میتواند خطر آفرین باشد.

3- فعال کردن چاکرای قلب با دعا برای تمامی زمین به همراه عشق و مهربانی:

برای چند ثانیه با انگشتانتان روی چاکرای جلویی قلب فشار آورید . با این کار تمرکز روی چاکرای جلویی قلب آسانتر میگردد . برای افزایش تمرکز بهتر است لحظاتی دستانتان بر روی چاکرای قلب باقی بماند .

برای همه زمین با عشق و مهربانی دعا کنید . به هنگام دعا کردن میتوانید کره زمین را در مقیاسی بسیار کوچک در جلویتان تصور کنید .

طلب خیر کردن برای زمین نباید فقط در حد کلام باشد , بلکه باید از اعماق وجودتان زمین را دعا کنید . سریع ترین راه سعادت طلب عشق و مهربانی کردن برای تمام چیزها و موجودات و انسان هایی است که بر روی کره زمین هستند . برای این کار میتوانید از دعای زیر بهره جویید:

((( تقدیم به خداوند متعاد , پروردگارا مرا وسیله ای برای صلح و امنیت خود قرار ده )))

صلح و امنیت خداوند را احساس نموده و خواستار رحمت و بخشش برای تمام زمین گردید .

((هرجا نفرت است مهر و عشق تو از طریق من جاری گردد )))

عشق الهی را با نور احساس کنید , اجازه دهید به کانالی برای عشق الهی مبدل شوید و زمین را با عشق دعا کنید.

(((هرجا آسیب و سختی است , بخشش ارزانی کن )))

آشتی و محبت الهی را احساس کرده و زمین را با آشتی , درک هماهنگی و امنیت دعا کنید .

(((هرجا ناامیدی است , امید و هرجا تردید است ایمان را ارزانی کن )))

امید و ایمان به خداوند را احساس نمایید و برای زمین با امیدواری و ایمان دعا کنید و امید و ایمان به خداوند مردمانی که دچار سختی و گرفتاری زندگی شده اند را دعا کنید.

(((هرجا تاریکی است نور و هرجا که اندوه است شادی ارزانی کن)))

بگذارید که به مجرایی برای نور و شادی الهی مبدل گردید . زمین را با نور و شادی الهی دعا کنید . مردمانی که دچار اندوه و رنج شده اند را با نور و شادی الهی دعا کنید.

به هنگام دعا کردن مفهوم و خوساته هر عبارت دعا را با اعماق وجود خود حس کرده و خواستار تحقق یافتن آن گرید.

از قدرت تجسم نیز میتوانید سود جویید , هنگامی که با عشق و مهربانی برای زمین دعا میکنید تصور کنید که هاله پیرامون زمین درخشان تر و طلاعی میگردد . این دعا میتواند برای ملت یا گروه خاصی نیز فرستاده شود.

به هنگام انجام مدیتیشن اصلی هیچگاه مستقیما برای اطفال بچه ها و اشخاص دعا نکنید ,انرژی پدید امده از مدیتیشن آنقدر زیاد است که ممکن است آن ها را از پای بیندازد بهتر است در انجام مدیتیشن دوقلب نیز زیاده روی نگردد . حتی برخی ممکن است در اطراف ناحیه قلب دچار انباشتگی و سنگینی گردند . این به خاطر آن است که کالبد انرژی به اندازه کافی تمیز نگردیده است .یک انرژی درمان با پاکسازی چاکرای قلب به سادگی میتواند انباشتگی حاصله را برطرف کندو.

استفاده از دذعاهای پیشنهادی الزامی نیست میتوانیدد از هر دعا یا خواسته قلبی خود نیز استفاده کنید . شاید تاثیر یک دعای شخصی کودکانه که با خلوص نیت از اعماق وجود برمیخیزد بسیار بیشتر از دعاهای معمول باشد . سعی کنید عشق و مهربانی خود را بدون قید و شرط به دیگران نثار کنید . به دنبال نتیجه نباشید.

به هنگام دعا کردن یکسان ببخشید . نه تنها دوستان بلکه دشمنان و کسانی را که نمیشناسید را نیز دعا کنید . اگر خوب بنگرید کسانی که ظاهرا دشمن شما هستند شاید بیشتر از بقیه در حق شما لطف کرده اند و به دلیل ایثار بسیار زیاد آن هاست که فکر میکنید آن ها دشمن شما هستند.

4- فعال کردن چاکرای تاج با دعای خیر برای زمین به همراه عشق و مهربانی:

چند ثانیه ناحیه تاج را با انگشتانتان فشار دهید تا تمرکز بر روی چاکرای تاج بهتر انجام شود. هنگامی که چاکرای تاج به اندازه کافی باز شد برخی حس میکنند که چیزی در بالای سرشان شکوفه زده است . همچنین برخی فشار قابل محسوسی را در فرق سر احساس میکنند.

با انجام این تمرین چاکرای تاج موقتا باز میشود . این باز شدن موقتی باعث میشود تا از این پس با کوچکترین تحریکی چاکرای تاج فعال گردد. پس از مدتی چاکرای تاج به صورت همیشگی بازمانده و این حالت عادی میشود.

بر روی چاکرای تاج تمرکز کنید . دعایی که میتوانید در این مرحله استفاده کنید چنین است:

((( ای مرکز قلب الهی , بگذار تمام زمین از عشق و مهربانی سرشار گردد )))

عشق و مهربانی را احساس کنید , اجازه دهید که به کانالی برای عشق و مهربانی الهی بدل شوید و تمامی زمین را در این احساس شریک کنید.

((( بگذار که تمامی زمین از شادی و خوشی سرشار گردد )))

شادی و خوشی را احساس نموده و آن را با زمین قسمت کنید . تصور کنید که مردمان با وجود تمامی مشکلات و مصائب حل نشدنی شان لبخند میزنند , قلوب آن ها آکنده از شادی و خوشی است , مشکلاتشان سبک تر و صورتشان نورانی میگردد , عشق , آگاهی و شفقت عاشقانه خود را به آنچه دیگران انجام میدهند یا میگویند بیفزایید چنانکه گویی خود شما چنان کرده یا گفته اید . آنچه میخواهید دیگران انجام دهند یا رفتار کنند را در ذهنتان مرور کنید و انجام دهید.

(((ای مرکز قلب الهی , بگذار که تمامی زمین از دانش هماهنگی و امنیت لبریز گردد)))

به کانالی برای دانش , هماهنگی و امنیت بدل شوید . تصور کنید که مردمانی که در آستانه جنگ با یکدیگر هستند یا با هم میجنگند با یکدیگر آشتی کرده و در کمال هماهنگی و همراهی زندگی میکنند . اسلحه ها را رها کرده با همدیگر دست داده و یکدیگر را در آغوش میگیرند . تصور کنید که در دستان همه انسان ها گلی زیباست که به یکدیگر میدهند . میتوانید خودتان به جای آنها به همه انسان ها گل دهید . بگذارید احساس لذتبخش این عمل سرتاسر وجودتان را لبریز کند.

((( بگذار که تمامی زمین از نیت و عمل نیک سرشار گردد , انسان ها جز برای خدمت و کمک به دیگران قدمی بر ندارند.)))

تصور کنید که مردمان نه تنها اکنده از نیات نیکو شده و از خوبی ها سخن میگویند بلکه حقیقتا هم نیکو عمل میکنند. تصور کنید که نیکی همه جارا فراگرفته است.

5-مدیتیشن و دعای عشق و مهربانی بر روی زمین از طریق توجه همزمان به چاکرای تاج و قلب:

پس از اینکه چاکرای تاج فعال گردید , همزمان بر روی چاکرای تاج و قلب تمرکز نمایید . برای دقایقی زمین را از دعای عشق و مهربانی خود لبریز کنید . این عمل باعث یکی شدن دو چاکرای قلب و تاج گردیده و قدرت دعا را افزون میکند . دعای ما عشق اندود شده و از اعماق وودمان برخاسته و نیروی عظیمی تولید میکند.

دستانتان را بالا بیاورید . کره زمین را جلویتان تصور کنید , تجسم کنید که نوری طلاعی یا سفید درخشان از چاکرای تاج وارد میشود , به چاکرای قلب میرسد و سپس از دستان و انگشتانتان به کره زمین میریزد . تمام زمین و آنچه در آن است را لبریز از عشق و مهربانی کنید.

میتوانید از دعا نیز استفاده کنید :

((( ای مرکز قلب الهی بگذار که تمامی زمین , تمامی انسان ها و تمامی موجودات از عشق و مهربانی سرشار گردند.)))

عشق و مهربانی الهی را احساس نموده , آن را با تمامی زمین و تمامی انسان ها و موجودات قسمت کنید . تصور کنید که لطف و رحمت الهی بر تمام موجودات یکسان داده میشود . بخواهید که عشق الهی , لطف الهی و رحمت الهی از طریق نور طلائی رنگ به همه انسان ها ارزانی شود.

(((بگذار که تمامی زمین , تمامی انسان ها و موجودات با گرمی , عشق را احساس کنید و آن را بازمین قسمت کنید . )))

شیرینی عشق را احساس کنید و آن را با زمین قسمت کنید . با خودتان مرتبا تکرار کنید که تمام راه ها برای عاشقانه زیستن ماست تصور کنید هر اتفاقی که برای شما و دیگران می افتد لطف و رحمت الهی است .

(( ای مرکز قلب الهی , بگذار که تمامی زمین , تمامی انسان ها و موجودات از شقا , زیبایی روحانی و سلامت الهی لبریز گردند.)))

6-رسیدن به اشراق

بر روی نور و مانترای آوم (آمین ) و بر فاصله بین تکرار دو (آوم) مراقبه کنید . به آرامی نور سفید درخشان یا طلاعی رنگی را در ناحیه تاج تصور کنید . احساس نید که عظمت انرژی به کمک نور ساطع میشود . امنیت , آرامش و سعادت الهی را با نور تجربه کنید . چند دقیقه ای بر روی نور , آرامش درونی و سعادت الهی تامل کنید . به آرامی و در سکوت مانترای آوم را زمزمه کنید . همزمان بر روی مانترا و نور تامل نمایید.

به هنگام تامل بر فاصله تکرار دو آوم همزمان بر روی نور, صوت , آرامش و سعادت الهی مراقبه نمایید. به مدت ده دقیقه مدیتیشن را ادامه دهید.

ممکن است انفجار درونی نورانی ای را در فرق سرخود احساس کنید . آرامش خود را حفظ کنید . هنگامی که قادر به تمرکز همزمان بر روی نقطه نورانی و فاصله بین دو آوم گشتید چنین تجربه ای خواهید داشت . تمامی وجودتان سرشار از نور خواهد گردید . در واقع شما به اولین تجربه آنی اشراق و جذبه معنوی دست یافته اید .

زمانی که انفجار نور را بر روی چاکرای تاج احساس کنید , چاکرای تاج همچون تاجی طلاعی بر روی سر خواهد درخشید به همین دلیل پادشاهان به دنبال چنین تاجی هستند و تاج زمینی را بر سر میگذارند.

اگر احساس کردید که به بیرون بدنتان کشیده شده اید یا اینکه داخل تونل نورانی ای در حرکت هستید , سعی کنید بدون هیچ دخالتی اجازه دهید که تجربه کامل شود فقط یکپارچگی با نور را تجربه کنید . تنها چیزی که واقعی است , تجربه نور است , بقیه همانند سایه هایی بر دیوار توهم و غیر واقعی هستند. ممکن است خلا عظیمی را تجربه کنید این تجربه نیز خوب است و در واقع یک مرحله گذر از آگاهی معمولی به آگاهی برتر است . فقط کافی است که آرام باشید . میتوانید خداوند متعال را سپاس گویید و راهنمایان روحی که شمارا به سطح آگاهی برتر هدایت کرده اند را دعا کنید . میتوانید برای معلمان روحانی خود طلب خیر و برکت کنید.

هنگامی که تجاربی شبیه این داشتید همانند کسی میشوید که افلاطون میگوید از غار زمینی به بیرون آمده است . در ابتدا چشمانش را از شدت نور میبندد ( حقیقت را انکار میکند ) ولی پس از اینکه حقیقت را درک کرد برمیگردد تا به کسانی که در غار هستند آگاهی دهد. برای برخی از مردم دستیابی به اولین تجربه ناگهانی روشن بینی یا آگاهی برتر ممکن است سال ها به طول انجامد . اما برخی ممکن است فقط در طول چنین ما ه به این تجربه دست یابند . برخی هم چندین هفته در موارد انگشت شمار کسانی که آمادگی روحی بسیار زیادی دارند در اولین تلاش برای دستیابی به اشراق به نتیجه میرسند . این امر معمولا با کمک یک استاد روحانی مجرب میسر میگردد .

به هنگام پرداختن به مدیتیشن دوقلب , سالک باید فقط به انجام عمل بپردازد و منتظر نباشد , رسیدن به نتیجه و کسب دانش متعالی به هیچ وجه نباید او را وسوسه کند . در غیر اینصورت تامل و مراقبه سالک بیشتر بر روی نتایج و آرزوها خواهد بود تا روی نقطه نور یا مانترا و فاصله بین دو مانترا . کسانی که به دنبال نتیجه هستند معمولا قادر به کسب تجربه ای خالص و ناب نیستند. تجربه تنویر یا اشراق ممکن است با روش های دیگر نیز خاصل شود. تفاوت مدیتیشن دو قلب با بقیه روش ها در این است که بسیار سریع و در اکثر افرادی که تمرینات را انجام میدهد دست یافتنی است.

7- تخلیه انرژی اضافی:

پس از اتمام مدیتیشن انرژی اضافه را با چند دقیقه دعای خیر برای زمین همواره با طلب عشق و مهربانی , امنیت و رستگاری آزاد نمایید . دستانتان را بالا ببرید , به طوری که به طرف کره زمین و رو به جلو باشد . این دعا را تکرار کنید:

(((خدایا بگذار تمام زمین از عشق و مهربانی سرشار گردد))

عشق و مهربانی را احساس کنید , اجازه دهید که به کانالی برای عشق و مهربانی مبدل گردید . تصور کنید که نور طلاعی رنگی از دستانتان خارج میشود و کره زمین را در بر میگیرد ببینید که تمام انسان ها روی کره زمین از این نور طلاعی رنگ لبریز میشوند . تصور کنید که شما با این نور طلاعی رنگ آنها را قادر میسازید هر کاری را انجام دهند . در ذهنتاان قویا به همه انسان ها ندا سردهید که شما میتوانید , شما موفق میشوید.

اینکار را آنقدر ادامه دهید تا بدنتان به حالت عاذی بازگردد و دیگر انرژی اضافه ای در آن وجود نداشته باشد . اگر انرژی اضافه تخلیه نشود کالبد انرژی انباشته از انرژی گردیده و مراقبه کننده دجار سردرد و درد در ناحیه قفسه سینه خواهد گردید.

انباشته شدن انرژی در دراز مدت باعث صدمه زدن به کالبد فیزیکی قابل رویت نیز خواهد گردید. تصور کنید انرژی همانند ستونی نور از چاکرای قاعده ای به زمین میپاشد و در آن نفوذ میکند . به هر حال انرژی اضافه را نباید مصرف کرد . فقط پس از اینکه انرژی اضافه را تخلیه کردید میتوانید برای دوستان , بیماران و افراد خانواده تان دعا کنید.

چنانچه قبل از تخلیه یا رها کردن انرژی اضافه برای کسی دعا کنید ممکن است در کالبد انرژی او انباشتگی ایجاد شود.

8-شکرگزاری:

پس از مدیتیشن دوقلب همیشه از قدرت الهی سپاسگزاری کنید و برای راهنمایان معنوی خود , استادان روحی و معلمان روحانی خود طلب خیر نمایید . میتوانید دعای زیر را تکرار کنید:

(((تقدیم به خداوی متعال , تقدیم به معلمان روحانی من , تمام استادان , تمام شفاگران , از لطف و انرژی الهی سپاسگزارم )))

حالا چشمانتان را با لبخندی زیبا و دوست داشتنی باز کنید .

9-تخلیه بیشتر انرژی اضافه و تقویت بدن به کمک ماساژ و تمرینات فیزیکی بیشتر:

انرژی اضافه را با ماساژ و حرکات بدنی باید کاملا تخلیه کرد . بدنتان را 30 بار تکان دهید . قسمت های مختلف آن را ماساژ دهید , سپس برای دقایقی به انجام تمرینات فیزیکی بپردازید , این اعمال به منظور تخلیه انرژی اضافه و بیرون ریختن انرژی از بدن انجام میگیرد . بدین ترتیب کالبد فیزیکی شما تمیز و قوی میگردد . این عمل همچنین سبب تسهیل در جذب انرژی گردیده و زیبایی و سلامتی را برای تمرین کنند به ارمغان خواهد آورد.

لینک مطلب در انجمن

نوشته :آرام(جمشید هاشمی )



ادامه مطلب


بدن وسیله رنج , اگر علت اول نباشد حداقل علت ثانوی است. نفس این رنج را درک می کند . این ادراک معلول : خاطره ای که نفس حس می کند شاید خیلی دردناک باشد اما اثر فیزیکی ندارد و در حقیقت نه سرما و نه گرما قادر نیستند سازمان نسوج نفس را برهم زنند , نفس (روح) نه یخ میزند و نه میسوزد . آیا همه روزه ما شاهد این نیستیم که خاطرات یا ترس از درد فیزیکی یک اثر واقعی ببار می آورد و حتی موجب مرگ می شود ؟ همه دنیا می دانند که اشخاصی که عضوی از بدن آنها قطع شده است در عضو که دیگر وجود ندارد احساس درد می کنند . مسلما این عضوی نیست که مرکز و یا حتی نقطه شروع درد باشد , مغز خاطرات و اثر آن درد را حس می کند و همه در همین است . می توان قبول کرد که چیزی شبیه به این رنج های روح بعد از مرگ وجود دارد . یک مطالعه عمیقتر از ثالب مثالی که نقش بسیار مهمی در پدیده های روحی بازی میکند نشان می دهد که تظاهرات بخار مانند یا قابل لمس حالت روح در لحظه مرگ این مساله را روشن کرده است . این اعتقاد در نزد زندگان و تابلوی تکان دهنده از کسانی که دست بخودکشی میزنند و یا آنانی که اعدام میشوند و یا کسانی که غرق در لذت های مادی می شوند ., همه این رنجها را ثابت می کنند.

قالب مثالی رابطه ایست که روح را به بدن مادی متصل می کند , روح انرژی خود را از محیط اطراف و از سیاله جهانی بدست می آورد , در آن واحد هم الکتریسیته می گیرد و هم مغناطیس و هم تا یک نقطه معینی از ماده جامد آن را اخذ میکند . میتوان گفت که روح جوهر ماده است , روح اصل زندگی آلی (ارگانیک ) است , اما اصل زندگی معنوی نیست , زندگی معنوی درون روح است . روح علاوه بر این , عامل حسیات خارمجی است . در بدن این حسیات بوسیله اندامهایی که بعنوان کانال بکار می روند در بدن قرار گرفته اند , وقتی بدن از بین میرود حسیات آزاد می شوند . و بهمین دلیل است که روح نمیگوید که درد می کشد بلکه سر و پا میکشند . نباید حسیات قالب مثالی را که مستقل هستند با حسیات بدن اشتباه کنیم . ما نمیتوانیم درد های بدن را با درد های قالب مثالی نفیا و یا اثباتا مقایسه کنیم . روح به محض خروج از بدن درد میکشد اما این درد با درد بدن فرق دارد اگر چه درد و رنج روح صرفا معنوی نیست مانند پشیمانی , زیرا از سرما و گرما هم متاثر می شود , روح در زمستان بیشتر از تابستان رنج نمی برد , ما از شعله های آتش بدون احساس درد گذشته ایم , درچه حرارت روی ارواح هیچ اثری ندارد. دردی که ارواح احساس می کنند بمعنی واقعی درد فیزیکی نیست : این یک احساس درونی مبهمی است , خود روح دقیقا نمیتواند آن را بفهمد , بخصوص اینکه رنج در موضع خاصی قرار ندارد و عامل خارجی آن را بوجود نمی آورد , این درد بیشتر خاطره است تا واقعیت اما یک خاطره ای که درد آور است.

اما گاهی اوقات این درد بیشت از یک خاطره است همانطور که خواهیم دیدتجربه به ما می اموزد که در لحظه مرگ قالب مثالی کم و بیش آهسته از بدن خارج میشود , روح در لحظات آغازین مرگ وضعیت خود را نمیفهمد , او فکر نمی کند که مرده است و احساس زندگی می کند , او بدنش را در یک گوشه ای میبیند و او می داند که بدن متعلق به اوست و جدا شدن خود را از آن نمی فهمد , این حالت تا زمانی که بین بدن و قالب مثالی ارتباطی وجود دارد طول میکشد . مردی که خودکشی کرده بود به ما گفت , نه من نمرده ام و اضافه کرد معذالک احساس میکنم که کرمها مرا می خورند بنابر این مسلما کرمها قالب مثالی و بطریق اولی روح او را نمی خورند , بلکه بدن را می خورند اما چون جدایی بدن از ثالب مثالی کامل نیست اینطور نتیجه میگیریم که نوعی انعکاس معنوی حسیاتی را که در بدن گذاشته است به قالب مثالی منتقل میکند. انعکاس شاید لغت درستی نباشد بهتر است بگوییم یک اثر بسیار مادی باقی می گذارد , بیشتر این دید قالب مثالی از وقایع بدن است که او را به آن وابسته می کند و موجب می شود که توهمات را بجای واقعیت بگیرد . بدین ترتیب این خاطرات نیست چونکه در زندگی , بدن هرگز بوسیله کرمها خورده نمیشود , این احساس واقعیت است ,استنتاحی است که انسان از امور واقع بدست می آورد زیرا با دقت آن را مشاهده میکنند در زندگی زمینی , بدن از تاثیرات خارجی متاثر می شود از طریق قالب مثالی آنها را به روح منتقل میکند . پس بدن هیچ احساسی ندارد چون نه روح دارد و نه قالب مثالی , قالب مثالی که از بدن خارج شده باشد دارای حس است , اما مچون این حسیات از یک کانال محدودی به آن نمیرد آزاد و کلی است بنابراین قالب مثالی در واقع عامل انتقال است زیرا روح است که آگاه است , چنین نتیجه میگیریم که قالب مثالی می تواند بدون روح وجود داشته باشد . قالب مثالی بیش از بدن مرده احساس ندارد , به همان ترتیب که اگر روح قالب مثالی نداشته باشد هیچ دردی را احساس نخواهد کرد , این همان چیزی است که ارواح پاک به آن دست خواهند یافت . ما می دانیم که هرنچه ارواح پاک تر باشند جوهر قالب مثالی اثیری تر است , بهمین دلیل هرچه که روح پیشرفت کند تاثیر مادی بر روی آن کم می شود , یعنی بهمان ترتیبی که خود قالب مثلا لطیف تر می شود. اما خواهند گفت که حسیات دلچسب از طریق قالب مثالی به روح منتقل می شود همانند حسیات نامطبوع , بنابراین اگر روح پاک به حسیات نامطبوع دسترسی ندارد باید یه حسیات خوب هم دسترسی نداشته باشد . بله بدون شک روح به حسیاتی دسترسی ندارد که فقط از نفوذ ماده ای که ما میشناسیم ناشی می شود , صدای وسیله های ما و عطر گل های ما هیچ اثری روی آن ندارد و معذالک او دارای حسیات درونی است , و یک جذابیت غیر قابل توصیفی دارد که ما کوچکترین فکر و تصوری از آن نمیتوانیم داشته باشیم زیرا ما در این موقعیت همانند کور مادرزاد در مقابل نور هستیم ما میدانیم که وجود دارد اما به چه وسیله؟ در اینجا علم برای ما متوقف میشود , ما میدانیم که ادراک , حسیات , حس شنوائی و حس بینایی ومجود دارد , و این قوا خواص یک موجود است و نه مانند انسانها بخشی از وجود او , اما یکبار دیگر سوال می کنیم این قوا بواسطه چه چیز با ما در ارتباط هستند , اینها چیزی است که ما نمی دانیم . ارواح به ما توضیح نمیدهند زیرا زبان ما برای بیان تصوراتی که ما نداریم ساخته نشده است همانطور که در زبان وحشیان کلماتی برای توصف هنرها , علوم و دکترین های فلسفی ما وجود ندارد.

باتوجه به اینکه ارواح فارغ از تاثیرات ماده ما هستند , ما می خواهیم از ارواح بیسیار پیشرفته صحبت کنیم که پوشش اثیری آنها شباهتی به پوشش زمینی ندارد. بهمین ترتیب هم قالب مثالی آنها لطیف تر است . ارواح عطریات و صداهای ما را نه همانند دوران زندگی خودشان بلکه با حسیات خود درک می کنند. می توانیم بگوییم که ارتعاشات ملکولی در همه وجود آنها احساس میشود و به همه حواس مشترک آنها که خود روح باشد وارد می شود , اگرچه با یک حالت کاملا مختلف و شاید هم با یک احساس متفاوت و همین امر دگرگونی در ادراک را پدید می اورد.

آنها صدای ما را می شنوند , معذالک آنها بدون کمک حرف و فقط بوسیله انتقال فکر , ما را می فهمند و این به کمک آن چیزی می آید که میگوییم , وقتی روح حالت مادی خود را بیشتر از دست بدهد این نفوذ بیشتر می شود و اما در مورد بینائی , این قوه مستقل از نور است . استعداد دیدن یک خاصیت اساسی نفس است , برای روح تاریک وجود ندارد اما نفق هرچه گسترده تر باشد بیشتر میتواند در میان پاکان نفوذ کند . نفس یا روح در خود استعداد هرگونه ادراکی را دارد , این ادراکات در زندگی زمینی بوسیله ضخامت اندامها پوشیده و ضعیف می گردد , در زندگی فوق زمینی این ادراکات بتدیجی که پوشش نیمه مادی رقیق تر میشود , قوی تر می گردد , این پوشش که ریشه در محیط زیست دارد بر حسب طبیعت دنیاها تغییر می کند ارواح با گذشتن از جهانی به جهان دیگر پوشش خود را عوض می کنند , همانطور که ما با عبور از زمستان به تابستان یا از قطب به استوا لباس خود را عوض میکنیم و آن وقت است که ادراکات آنها مانند ارواح عامی ما عمل می کند , اما همه ارواح دنی و عالی فقط چیزی را که می خواهند بشنوند یا احساس کنند می شنوند و احساس می کنند بدون داشتن اندام های حساس , آنها می توانند با اراده ادراکات خود را فعال و یا خنثی نمایند , فقط یک چیز است که آنها مجبورند بشنوند و آن توصیه های ارواح خوب است . دید همیشه فعال است اما می توانند متقابلا یکی را برای دیگری نامرعی کنند , آنها می توانند بر حسب طبقه ای که اشغال کرده اند , خود را از ارواح پست مخفی کنند اما از ارواح بالاتر از خود نمی توانند خود را مخفی کنند. در نخستین لحظات پس از مرگ , دید روح در ابهام و گیجی و ناراحتی است و بتدریجی که از تن جدا میشود روشن تر می گردد و همان روشنی که در حیات زمینی داشته است بدست می آورد و به طور مجزا می تواند از امجسامی عبور کند که برای ما تیره و سخت است و اما در خصوص گسترش روح در تمام فضای لایتناهی چه در گذشته و چه در آینده بستگی به پاکی و اعتلای روح دارد.

بزعم برخی از نویسندگان , کل این نظریه چندان قانع کننده نیست . ما فکر می کردیم که یک بار از قالب ضخیم خود که وسیله درد های ما است خلاص شدیم , دیگر رنج نخواهیم برد و حالا شما می گویید که ما باز رنج خواهیم برد , چه این حالت باشد و چه آن حالت در هر صورت رنج همچنان باقیست , افسوس بله , ما باید رنج ببریم و آنهم بسیار طولانی ولی از لحظه ای که ما این بدن خاکی را ترک بکنیم دیگر نباید رنج بکشیم.

رنج های زمینی گاهی اوقات از ما جدا و مستقل هستند اما بسیاری از رنجها نتیجه اراده خود ما است وقتی به منشا این رنجها برسیم میبینیم که بیشترین آنها بنا به عللی بوده است که ما می توانستیم جلوی آنها را بگیریم . چه بدی ها , چه نقص ها که بخاطر زیاده روی انسان حاصل می شود . آیا این ها به خاطر جاه طلبی و در یک جمله بخاطر شهوات انسانی نیست؟ انسانی که همیشه با قناعت زیسته است در هیچ چیزی زیاده روی نکرده و در سلیقه های خود همیشه راه سادگی را پیموده است و در هوسهای خود افراط نکرده است , مصون از همه محنت ها و آفات است , برای روح هم همینطور است , رنجهایی را که او متحمل می شود نتیجه چگونگی زندگی او در روی زمین است , روح بدون شک نقرس و رماتیسم ندارد اما رنجهایی دیگر دارد که دست کمی از آنها ندارد . ما دیده ایم که این رنجها نتیجه پیوندهایی است که هنوز بین روح و ماده وجود دارد , همچنین هرچه بیشتر از نفوذ ماده رها شود , بعبارتی هرچه بیشتر حالت مادی خود را از دست بدهد کمتر احساس درد می کند بنابراین این به او بستگی دارد که در همین دوران زندگی خود را از نفوذ ماده برهاند ,انسان دارای اراده آزاد است و در نتیجه او بین انجام یک امر یا عدم انجام آن حق انتخاب دارد.

انسانی که شهوات حیوانی خود را مهار کند و بر نفرت و طمع و حسادت و غرور خود تسلط یابد و اجازه ندهد که خودخواهی بر او غلبه یابد و نفس خود را با احساسات شریف پالایش دهد , کار نیک کند و به چیزهای این دنیای آنقدر دلبستگی پیدا کند که شایستگی آن را داشته باشند , این انسان در بدن مادی خود نیز قبلا پاک شده است و از ماده رها شده و وقتی که این بدن مادی را ترک کند دیگر تحت نفوذ آن نخواهد بود و رنجهای فیزیکی او هیچگونه خاطرات دردناکی برای او باقی نمی گذارد و برای او هیچ اثر نامطبوعی باقی نمی ماند زیرا که آنها فقط بدن او را تحت تاثیر قرار داده اند و نه روح او را بنابر این از ترک بدن خوشحال است و آرامش وجدان او موجب از میان رفتن همه رنج های معنوی اوست.

ما در این مورد از هزاران نفر سوال کردیم که به تمام طبقات و مناصب اجتماعی بستگی داشتند و ما آنها را در تمام دوران زندگی روحی شان از لحظه ای که بدن فیزیکی خود را ترک کردند مورد مطالعه قرار دادیم و آنها را گام به گام در زندگی ماورا قبرشان برای مشاهده تغییراتی که بر آنها روی می دهد تعقیب کردیم . همچنین تغییرات عقاید و احساسات آنها را نیز بررسی کردیم و در این ارتباط دریافتیم که عامی ترین مردم اطلاعات باارزشی به ما داده اند . برای مثال گفته اند که رنج های مادی پیامد رفتار ارواح است و این زندگی جدید منبع سعادت خاموش نشدنی است برای آنانی که راه نیکی را پیموده اند . چنین نتیجه میگیریم آنهایی که رنج می برند کسانی هستند که خود خواسته اند و باید فقط خود را چه در آن دنیا و چه در این دنیا مسئول بدانند.

لینک مطلب در انجمن

نوشته آلن کاردک



ادامه مطلب


 

آیا نفس وقتی یکبار در جهان ارواح قرار گرفت هنوز ادراکات دوران زنده بودن خود را دارد؟

بله و ادراکات دیگری را که نداشته , زیرا بدن او همانند یک حجابی است که آنها را می پوشاند , هوش صفت او است اما وقتیکه مانع نداشته باشد آزادانه تر متجلی می شود.

آیا اراکات و شناخت های ارواح نامتناهی هستند , در یک کلمه آیا آنها همه چیز را میدانند؟

هرچه بیشتر آنها به کمال نزدیک شوند بیشتر می دانند و اگر آنها متعالی باشند خیلی میدانند , ارواح پست کم و بیش درباره چیزها جاهل هستند.

آیا ارواح مدت زمان را مانند ما می فهمند؟

نه بهمین دلیل است که وقتی ما میخواهیم وقت و زمان را مشخص کنیم شما نمی فهمید.

ارواح خارج از زمان زندگی می کنند , بنحویکه ما آنها را نمی فهمیم , مدت برای آنها بدین ترتیب منتفی است و قرنها که برای ما اینقدر زیاد است در نظر آنها چند لحظه ای بیش نیست که در ابدیت گم میشود , بنحوی که عدم تساوی زمینی از بین میرود و برای کسی که به فضا می رود محو می گردد.

آیا ارواح از زمان حال حاضر یک تصور دقیقتر و بهتر از ما را دارند؟

تقریبا شبیه کسی که یک چیزی را روشنتر از یک شخص نابینا می بیند , ارواح چیزی را میبینند که شما نمیبینید , آنها بنحو دیگری از شما قضاوت می کنند اما یکبار دیگر می گوییم که این بستگی به اعتلای آنها دارد.

ارواح گذشته را چگونه می فهمند و آیا این معرفت نسبت به گذشته حد و حدودی ندارد؟

گذشته همانطور که ما به آن می پردازیم یک زمان حاضر است درست مثل تو که چیزی را از گذشته بخاطر می آوری فقط چون ما آن حجابی را نداریم که اندیشه و عقل شما را می پوشاند و تاریک می کند , چیزهایی را بخاطر می آوریم که از نظر تو پنهان است اما همه چیز از نظر ارواح شناخته شده نیست , ابتدا آفرینش آنهاست.

آیا ارواح آینده را می شناسند؟

باز هم بستگی به کمال ارواح دارد . غالبت ارواح می بینند اما همیشه اجازه ندارند که آن را فاش سازند وقتی آنها میبینند بنظر آنها حال حاضر می آید . ارواح به ترتیبی که به خداوند نزدیک می شوند اینده را روشن تر می بینند و بعد از مرگ نفس با یک چشم بهم زدن مهاجرت های گذشته خود را میبینند و لمس می کنند اما فقط آن چیزی را می توانند ببینند که خداوند برای آنها آماده کرده است , برای اینکار نفس باید پس از زندگی های زیادی کاملا در اختیار خداوند باشد.

ارواحی که به کمال مطلق رسیده اند آیا نسبت به آینده شناخت کامل دارند؟

کامل کلمه درستی نیست زیرا خداوند تنها ارباب مطلق است و هیچ چیزی با او برابری نمیکند.

آیا ارواح خدا را میبینند؟

فقط ارواح متعالی او را می بینند و او را می فهمند , ارواح پست او را احساس می کنند یا وجود او را حدس می زنند.

وقتی یک روح پست می گوید که خداوند او را از کاری منع کرده است یا انجام کاری را به او اجازه داده است از کجا می داند که این مساله از خداوند ناشی می شود؟

او خدا را نمیبیند اما حاکمیت او را احساس می ند و زمانی که چیزی نباید اتفاق بیافتد یا حرفی گفته شود او آن را مثل سروشی یا الهامی درک می کند و یک هشدار نامرئی او را از انجام آن باز می دارد . آیا خود شما از پیش این احساس را نداشته ای که به طور نهانی از انجام یا عدم انجام کاری بازذداشته شده باشید؟ همینطور است برای ما فقط با یکدرجه بالاتر , زیرا تو می فهمی که جوهر ارواح ظریفتر از جوهر شما است و آنها بهتر می توانند هشدارهای الهی را دریابند.

آیا فرمان مستقیما بوسیله خداوند به او داده می شود یا با واسطه ارواح دیگر؟

فرمان مستقیما از طرف خداوند به او داده نمیشود , برای اینکه با او ارتباط برقرار شود باید لیاقت آن را داشته باشد. خداوند فرامین خود را از طریق ارواحی که نسبت به او از لحاظ درجات کامل تر و فرهیخته تر هستند ابلاغ می کند.

آیا چشمان ارواح مثل موجودات زمینی جهان بیرون را می بیند؟

نه دید آنها درون آنها قرار دارد.

آیا ارواح برای دیدن احتیاج به نور دارند؟

آنها خودبخود میبینند و به نور خارجی احتیاج ندارند برای آنها دیگر تاریکی وجود ندارد مگر برای کسانی که تاریکی برایشان نوعی کیفر و جزا باشد.

آیا ارواح برای دیدن دو نقطه مختلف احتیاج به قرار گرفتن در هر دو نقطه دارند ؟ آیا برای مثال آنها می توانند همزمان دو نیمکره زمین را ببینند؟

چون روح بصورت فکر جابجا میشود میتوان گفت که او همه جا را در آن واحد میبیند , فکر میتواند پرتو افشانی کند و در همان زمان در نقاط مختلفی قرار گیرد اما این نیرو و استعداد بستگی به پاکی روح دارد . هرچه او کمتر پاک باشد دیدش محدود تر است . تنها ارواح متعالی می توانند بصورت یک کل فراگیر باشند.

استعداد دیدن در نزد ارواح یک کیفیت لاینفک آنهاست که در تمام وجود آنها نهفته است , درست مانند نور که در همه قسمت های یک بدن نورانی قرار دارد , این نوعی بصیرت کلی است که به همه گسترش می یابد که در آن واحد فضا , زمان و اشیا را در بر میگیرد و برای یک چنین بصیرتی نه ظلمت وجود دارد و نه مانع مادی . اینطور می فهمیم که باید چنین باشد , در نزد انسان کار حس بینایی از طریق اندامی انجام میشود که نور به آن میرسد , بدون نور اندام بینائی در تاریکی قرار میگیرد , در نزد روح قوه بینائی صفت خود روح است , صرفنظر از هر عامل خارجی دید مستقل از نور است.

آیا روح اشیاء را به روشنی ما می بیند؟

خیلی روشن تر زیرا دید او به چیزهایی نفوذ می کند که شما نمیتوانید و هیچ چیز جلوی دید او را نمیگیرد.

آیا روح صدا را درک می کند؟

بله آن را چنان ادراک می کند که حواس ناقص شما نمی توانند آن را درک و یا مشاهده نماید.

آیا در روح قوه شنوائی در تمام وجود او هست مثل قوه بینائی؟

همه ادراکات صفات روح هستند و بخشی از وجود او می باشد , زمانی که او پوشیده از یک جسم مادی است این ادراکات از طریق اندام ها صورت میگیرد اما در حالت آزادی دیگر در مکان خاصی استقرار ندارد.

آیا روح می تواند ادراکات خود را که صفات فطری او هستند بکار نبرد؟

روح جز آنچه که می خواهید نمیبیند و نمیشنود . این یک امر کلی است و بحصوص برای ارواح پیشرفته زیرا برای آنهایی که ناقص هستند علیرغم میل خودشان آنچه میتواند برای بهتر کردن آنها مفید باشد , آنها می شنوند و میبینند.

آیا ارواح نسبت به موسیقی حساس هستند؟

آیا شما از موسیقی خودتان صحبت می کنید؟ این موسیقی شما دربرابر موسیقی آسمانی چیست؟ از این آهنگ آسمانی هیچکس نمی تواند در روی زمین تصوری داشته باشد , آهنگ زمینی دربرابر آهنگ اسمانی همچون آوای وحش است در مقابل آهنگی شیرین و مطلوع معذالک ارواح عامی از شنیدن موسیقی شما لذت می برند زیرا هنوز آنها آمادگی شنیدن موسیقی عالی تری را ندارند. موسیقی برای ارواح دارای جذبه نامتناهی است و آنهم به دلیل خاصیت حساس پیشرفته آنهاست , من موسیقی آسمانی را می شنوم که زیاباترین و شیرین ترین آهنگی است که یک تخیل روحانی می تواند آن را درک کند.

آیا ارواح نسبت به زیباوی طبیعت حساس هستند؟

زیباوی طبیعت کره زمین آنقدر مختلف است که انسان کمتر می تواند آنهارا بشناسد . بله برای ارواح پیشرفته زیبائی های کل عالم وجود دارد که در مقابل آنها زیبائی جز طبیعت از میان می رود.

آیا ارواح دارای احتیاجات و زنج های فیزیکی ما هستند؟

ارواح آنها را می شناسند زیرا آنها را تجربه کرده اند اما همانند شما بطور مادی آنها را احساس نمی کنند . چون آنها روح هستند.

آیا ارواح خسته می شوند و احتیاجی به استراحت دارند؟

آنها نمی توانند آنطور که شما فکر می کنید خسته بشوند و در نتیجه احتیاجی به استراحت بدنی شما ندارند چونکه آنها دارای اندام هایی نیستند که احتیاج به تجدید قوا داشته باشند , اما روح به این مفهوم که در یک فعالیت مداوم نیست استراحت می کند او به حالت مادی عمل نمیکند , عمل او فکری است و استراحت او هم روحی است یعنی استراحت واقعی است اما قابل قیاس با استراحت بدنی نیست. خستگی که ارواح آن را تجربه می کنند به دلیل پست بودن آنها است , زیرا هرچه آنها متعالی باشند کمتر نیازمند به استراحت هستند.

وقتی که یک روح می گوید رنج می برد مقصود او چه نوع رنجی است؟

عذاب روحی که او را می آزارد دردناک تر از رنج های فیزیکی است.

ارواحی که از عذاب سرما یا گرما شکوه و ناله دارند از کجا ناشی می شود ؟

بخاطر بیاورید آنچه که هنگام زندگی تحمل کرده اید که واقعیتی دردناک بوده است . می توان با آن مقایسه کرد و از آن طریق وضعیت آنها را توصف کرد . وقتی که آنها بدن فیزیکی خود را به یاد می آورند تاثیری روی آنها می گذارد که درست مثل کسی که لباس خود را ترک میکند و هنوز احساس می کند چند لحظه ای آن را به تن دارد ارواح نیز خاطرات زمینی را این چنین احساس می کنند.

لینک مطلب در انجمن

نوشته آلن کاردک



ادامه مطلب