تبليغاتX
ارواح متافیزیک هیپنوتیزم www.arvah.org
ارواح متافیزیک هیپنوتیزم www.arvah.org

آرشیو وبلاگ ایمیل مدیر صفحه نخست
پیغام مدیر

به وبلاگ ما خوش آمدید .
امیدوارم مطالب این وبلاگ مورد استفاده شما قرار بگیرد.
در ضمن نظر یادتون نره

آمار و اطلاعات بازدیدکننده

تعداد بازديدها:

جست و جو در این وبلاگ



پيوندهاي روزانه

آرشيو پيوند ها

تبلیغات

برای ورود به انجمن تماس با ارواح از آدرس زیر وارد شوید.

ماوراءالطبیعه

وبلاگ تماس با ارواح به آدرس زیر منتقل شد , برای خواندن مطالب جدید از آدرس زیر وارد شوید.

متافیزیک


هرگز کسی نمی تواند و نخواهد توانست رموز کلیه علوم روحی و یا حتی شاخه ای از آن را در یک جزوه یا کتابی فراگیرد و یا آنرا در جزوه ای گردآوری نماید و اگر هم کسی چنین کاری را انجام دهد ادعایش غیر قابل پذیرش است و همین اصل هم برای نگارش مطالب روحی بخصوص درباره تماس با ارواح وجود دارد.از سوی دیگر در تماس های روحی همواره این امکان هست که افراد به سادگی موفق به برقراری تماس های روحی نشوند زیرا در برخی از مواقع ارواح هستند که تمایلی به برقراری تماس با برخی از افراد نسل بشر را ندارند و در این راستا هرگز فردی نمی تواند روحی را بر انجام چنین عملی وادار تماید چون نسل بشر در مقابل قدرت های روحی بسیار ضعیف و عاجز است و اگر تماسی برقرار می شود بنا به خواست و میل خود ارواح است نه قدرت افراد زنده

معمولا ارواح با افراد زیر حاضر به برقراری تماس های روحی به صورت تجسدی .تحرکی.حلولی و...نیستند چون شناخت نیرو های نهان روحی به مراتب بیشتر از آگاهی افراد زنده می باشد و به همین علت هم ارواح با استفاده از فرکانسهای عقلی و ذهنی افراد به طرز تفکر آنها پی میبرند و سعی می نمایند که موجب ناراحتی آنان با برقراری تماس های خود نشوند

1-مادیون:

این افراد در زندگی خود به جز ماده و ماده پرستیچیز دیگری را باور ندارند و دنیای روحی را به باد شوخی گرفته و آن را بی پایه و اساس می دانند و معتقد هستند که کلیه قدرت و آثار نسل بشر پس از مرگ جسم مادی برای همیشه از بیین میرود و هیچ چیزی از او باقی نمی ماند. ارواح بر این عقیده هستند که اگر کسی مایل است تا آخر عمر خویش در جهل و نادانی باقی بماند نباید به یاری و کمک وی رفت و اگر کسی به اشتباه در جهل فرو رفته و قلبا تمایل داشته باشند خود را برهاند می بایست به او کمک کرد

2-ترس بی دلیل افراد:

ارواح به دلیل رشد عقلی و روحی خود می توانند افکار و عقاید افراد جهان خاکی را دریابند و از این رو در زمان تجسد و با حضور خود در جلسات روحی وضعیت و موقعیت و حالت اشخاص حاضر در جلسه را بسنجند . به همین دلیل است که ارواح برای دوری از ترس بدون جهت برخی از افراد جلسه وجود تجسدی خود را کمتر به دیگران نشان می دهند و یا در آن جلسه حضور نمی یابند .

ارواح به طور کلی از جهت فکری و عقلی به مراتب از بشر زنده پیشرفته تر و آگاه ترند و روحی را بدون علت های الهی نمی توان یافت که در صدد آزار زندگان برآید مگر به دستور آفرینش این کار انجام شود و حتی اگر کسی بطور عمدی باعث مرگ دیگری شود و او را کشته باشد باز هم مشاهده می شود که روح شخص مرده هرگز برای انتقام جویی و یا جبران کارهای زشت عامل بر نمی آید چون ارواح در جهان روحی به حقیقت کائنات و ذات پروردگار پی می برند و تنبیهات بشر را به خداوند واگذار می کنند و خود در این امر دخالت نمی کنند ضمن اینکه ارواح با انجام فعل مرگ به آرامش و آسایش کاملی دست یافته اند و در این شرایط نیازی به انتقام جویی از کسی که موجب بهتر زیستن آنها شده است نمی باشد

3-درک نکردن حقایق روحی:

یکی دیگر از دلایل عدم تماس ارواح نا آگاهی و درک نکردن مطالب روحی به وسیله مردم است.یعنی هر قدر فهم و شعور اشخاص در زمینه های درک حقایق روحی بیشتر باشد و اطلاعات زیادتری به بقای روح داشته باشند ارواح نیز ه همان نسبت می توانند بهتر با آنها در تماس باشند و مطالب روحی را بازگو کنند

4-نداشتن قدرت مدیومی:

بسیار دیده شده است که یکی دیگر از اشکالات عدم برقراری تماسهای روحی با افراد همان نیرو و یا حالت های مدیومی آنها است که در زمان تماس ارواح نمی توانند در تن پوش آنان نفوذ کرده و کنترل بخش یا تمام جسم فرد را در دست بگیرند و مستقیما در حواس و اندیشه وی اثر بگذارند . لذا ارواح در این شرایط نمی توانند با کسی که دارای قدرت مدیومی نیستند و یا قدرت مدیومی آنها بسیار کم است تماس برقرار کنند و در نهایت به این نتیجه می رسیم که اگر افراد دارای شرایط خاصی برای بر قراری تماس های روحی نباشند انجام آن عملی نخواهد بود مگر این که با کسب علوم روحی و تمرینات آن قدرت های خویش را در این زمینه تقویت کنند تا موفق شوند



ادامه مطلب


این عکس در زمان مرگ یک نفر گرفته شده



ادامه مطلب



در جلسات تجسدی معمولا ارواح خود را به دو صورت ظاهر می سازند و آن دو عبارتند از:

1-: با استتفاده از وجود مدیوم و هادی و امواج مثبت با بکار گیری علم روحی ارواح خود را در جلسات یا نقاط ویژه ای ظاهر می سازند و در صورت موجود بودن کلیه شرایط و تسهیلات لازم جهت این منظور خود را به شکل تجسدی در می آورند وبرخی از افراد می توانند آنها را با چشم تن دیده و حتی با دست لمس کنند.

در این نوع تماس ها هرچه قدرت های مدیوم و امواج مثبت جلسه بیشتر و شرکت کنندگان دارای شناخت کافی واعتقاد و ایمان به وجود و بقای روح باشند و امواج مثبت نیز توسط سایر افراد در آن جلسه حکم فرما گردد ارواح در این شرایط قدرت تجسدی بیشتری بدست می آورند و در شکل و قیافه کاملتری ظاهر می گردند.

بوجود آوردن چنین حالتها یی اصولا دارای دو نوع شرایط و خواسته است:

الف:خواست درونی افراد حاضر در جلسات و مدیوم در این زمینه بطور کلی وجود داشته باشد

ب:ارواح باید آمادگی تجسد در چنین جلساتی را از خود نشان بدهند و مایل به تجسد کردن باشند و حتما باید مدیوم تجسدی قوی ای در آنجا حضور داشته باشد تا ارواح به آسانی بتوانند برای تجسد از اکتوپلاسم مدیوم استفاده کنند.

2-در بعضی مواقع ارواح می توانند بدون حضور مدیوم و بنا به خواست درونی و باطنی خویش شکل تجسدی کامل یا نیمه تجسدی و... را به خود بدهند که در چنین حالت هایی وجود مدیوم پرقدرت لازم بنظر نمی رسد و در این جلسات اغلب اتقاق می افتد که مدیوم ها در بین افراد بعنوان حضار در جلسه حضور دارند که خود از حالت و توانایی های ذاتی خود بی خبر می باشند.

از روح حاضر در جلسه ای سوال شد که آیا ارواح حاضر در جلسه و ارواحی که در تمام جلسات حضور می یابند و جزء ارواح محافظ افراد می باشند؟زیرا چنین می دانیم که هر فردی از افراد نسل بشر دارای یک روح محافظ است که اندازه توانایی روحی خود می توانند در زندگی افراد کمک های شایان توجهی بنماید

آن روح در حواب ما پاسخ داد که اکثر ارواح تمایل زیادی دارند تا با عزیزان خود تماس هایی را بتوانند بر قرار کنند . زیرا برقراری این تماس ها باعث خوشحالی ارواح می شود وبه محض اینکه ارواح بتوانند و زمان مناسبی نیز فرا برسد ارواح این تماسها را برقرار می کنند ورایج ترین علامت تماس آنها ضربه زدن به در و دیوار و نقاط و وسایل مختلف است که متاسفانه اکثریت قریب به اتفاق خانواده ها از این برقراری تماس های روحی آگاهی نداشته و به راحتی از شنیدن این سر و صداها می گذرند ودلیل آن هم آگاه نبودن افراد درباره قدرت و وجود و بقای روح می باشد و اگر افراد حاضر در مجالس یا منازل و غیره تحمل دیدار و تظاهرات روحی را نداشته باشند ارواح کوشش خواهند کرد تا هیچگونه کنش و واکنشی را در این زمینه از خود بروز ندهند.در اکثر تظاهرات روحی که هر نوع عمل آنها بطور یک طرفه و توسط خود ارواح صورت می گیرد گاهی مشاهده می شود که ارواح نتوانسته اند به خود شکل تجسدی کامل بدهند و شکل مادی آنها بطور واضح دیده نمی شود و اغلب تظاهرات آنها به صورت شبه سفید و گاهی هم با بدنی شفاف و منور بنظر می آیند . و اگر در این شرایط ارواح اجازه بدهند که آنها را لمس کنند آنگاه خواهید دید که دست از بدن آنها به آسانی عبور می کند و با مانعی بر خورد نخواهد کرد

در اکثر تظاهرات روحی مشاهده می شود که ارواح با شکل پیش از مرگ جسم مادی خود ظاهر می شوند و گاهی هم پوشش آنها همان لباس های زمان حیات و پس از مرگ است. زیرا در این حالت می خواهند که خود را به دوستان و عزیزان خویش بشناسانند تا هیچکس در شناخت حقیقت وجودی آنها شکی به دل راه ندهد . با دیدن چنین تظاهراتی به این نتیجه می رسیم که ارواح پس از مرگ هرگز عقل و احساس خود را از دست نمی دهند و حتی نسبت به زمان حیات مادی خود از توانایی فکری بیشتری برخوردارند وضمیر ناخودآگاه و ضمیر آگاه در شرایط پس از مرگ جسم مادی آنها یکی شده و ضمیر ناخودآگاه به صورت ضمیر آگاه زمان حیات در می آید زیرا مکان و زمان در دنیای ارواح به شکل شناخته شده افراد در کره مادی وجود ندارد.

گاهی در جلسه ای بدون حضور مدیوم تجسدی رخ می دهد که در این زمینه می توان گفت که اگر ارواح بخواهند بدون وجود مدیوم ها .تجسدی اتفاق می افتد در چنین مواقع ارواح می توانند از نیروی ارواح دیگر بعنوان نیروی مدیوم برای تجسد خود استفاده کنند

بیشتر افراد بشر در زمان حیات مادی خود به پدیده های روحی بسیاری بر می خورند ولی به علت نا آگاهی های علمی و نداشتن تماس با ارواح و آموزشهای غلط از اکثر وقایع یا پدیده ها به سادگی می گذرند و گاهی هم بخود می قبولانند که همه مشاهدات یا شنیده های خویش را تصور کرده و یا خیالاتی شده اند و دیگر آن را پیگیری نمی کنند.

نسل بشر در زمان حیات مادی خود به چند دسته تقسیم می شوند:

اول:گروهی که به وجود و بقای روح اعتقادی ندارند و ترکیبات جسم را جز ماده چیزی نمی دانند و عقیده دارند که انسان از خاک است و پس از مرگ هم به خاک تبدیل می شود و سپس هیچ اثری از آن بجای نمی ماند.

دوم: افرادی هستند که به روح و زندگی پس از مرگ باور دارند ولی به دلیل ناآگاهی و عدم شناخت ارواح را موجوداتی پر خطر و خون آشام و ترسناک و ... تصور میکنند لذا همیشه از مسائل روحی خود را کنار می کشند که متاسفانه گروه زیادی از افراد با سواد و دانشمند جهان از این دسته هستند که در این بین نویسندگان بزرگی وجود دارند که کتابهای بسیاری درباره ارواح خون آشام نوشته اند و بازرگانان فیلمسازی نیز هستند که از به روی پرده آوردن این داستان ها پول های فراوانی به جیب زده اند.

سوم :گروهی هستند که به وجود و بقای روح در زمان حیات و پس از مرگ باور دارند و می گویند که ارواح همان بشرهایی می باشند که زمانی در کره زمین و یا سایر کرات دیگر می زیسته اند و اکنون با تعغیرات و تکامل بیشتری به زندگانی روحی خود در عوالم پس از مرگ ادامه می دهند و تنها از دید ناتوان ما افراد زنده که درک و احساس کامل و کافی نداریم خارج می باشند .

دسته ای عقیده دارند که ارواح به کلیه علوم کاعنات آگاهی کامل دارند و می توانند به انسان های روی کره خاکی کمک های شایان توجهی بنماینددر صورتی که چنین فکری اشتباه است.زیرا وقتی که فردی فوت میکند روح وی فورا تبدیل به دانشمند یا فیلسوف زمان نمی شود بلکه روح دارای همان شناخت فرد در زمان حیات است و پس از مرگ برخی از آگاهی های زمان خود را نیز از دست داده است و در جهان سوم(بهشت)ارواح برای کسب علم عوالم روحی احتیاج فراوان به آموزش دارند لذا نمی توانند به سادگی اطلاعات گرانبهایی را در اختیار زندگان بگذارند و هرگز نباید انتظار چنین کمک های مادی را از ارواح داشت.ولی از ارواح مترقی می توان آگاهی و اطلاعات بسیار ارزنده ای را در خواست کرد که شناخت آنها چراغی را فرا راه انسان ها برای خوب بودن و در جهت و مسیر معنویت روشن خواهد نمود .در عوالم روحی تنها معنویت و اعمال انسانی افراد در زمان حیات مادی است که باعث برتری آنان نسبت به دیگران می باشد نه آگاهی بر علوم کلاسیک و این حالت از زمان مرگ هر فردی آغاز می گردد و در عوالم یا جهانهای روحی نیز ادامه دارد.

البته باید گفت که روح افراد پس از مرگ به اطلاعاتی دسترسی خواهند یافت که ما هرگز کوچکترین احساس و شناختی نسبت به آنها نداریم و تا پیش از مرگ هم به آنها دست نخواهیم یافت چون این شناخت ها مربوط به خود ارواح است وتا زمانی که فردی به مرحله روحی نرسد مسلما اطلاعی هم از چگونگی و حالتهای موجود آن ندارد

ارواح در جهان سوم به تدریج می کوشند تا با فرا گیری علوم الهی و روحی اکثر اطلاعات و وابستگی های زمان حیات خود را که در تکامل روحی آنها تاثیری ندارند فراموش کنند چون با فراموشی برخی مطالب آنها می توانند سیاله های سنگین ماده را که هنوز در تنپوش وجود دارند به مرور زمان از خود دور کنند و با انجام این کار برای رسیدن به عوالم روحی بهتر و بالاتر .خود را آماده و سبک تر سازند باید این حقیقت را بدانیم با وجود دانش و منطق و استدلال های علمی و قدرت های روحی .فردی نباید گرد خرافات بگردد و حقایق حیات را نپذیرد و به این مطلب واقف باشیم که جهان پس از مرگ وجود دارد و ارواح پس از مرگ جسم مادی می توانند برای دیدار وابستگان و نزدیکان خود طی شرایط خاصی به نزد آنان بیایند ولی متاسفانه کمتر کسی به این اصول پایبند است و در حیات مادی خویش به فکر زندگانی پس از مرگ خویش می باشد و به همین علت هم گرفتار اعمال خلاف خویش می گردد



ادامه مطلب


 

پس از مرگ جسم مادی و پذیرش حقیقت جهان روحی و زندگانی پس از مرگ برای ارواح موجب می گردد که روح بسیاری از اشخاص به آگاهی های تازه ای دست یابند و از بخش هایی از خاطرات دوران زندگی خود که همان ماده و ماده پرستی است دست بردارند و در زمان پذیرش واقعیت مرگ بسیاری از خاطرات مادی را به دلیل سنگینی زیادی که دارند به ترتیب از خود دور سازند و با آرامش کامل و روحی سبک به جهان ارواح سفر کنند .زمانی که با ارواح مختلفی تماس حاصل می شود و درباره زمان حیات و مرگ و حالت انتقال آنها به عوالم روحی پرسشهایی بعمل می آید از گفتار آنها در می یابیم که حالت و وضعیت ارواح از نظر فرا موشی یا نگهداری خاطرات زمان های مادی گذشته یکسان نیستند و این یادآوریخاطراط ارواح با زمان بقای روح در عوالم روحی نسبت مستقیم دارد یعنی هرچه ارواح نسبت به دیگران زودتر زندگانی روحی خود را شروع کرده و به عوالم بالاتر روحی رفته باشند به همان نسبت نیز خاطرات زمان حیات را بیشتر از دست داده اند و حتی گاهی به زحمت می توانند خاطره ای از زمان حیات مادی خود به یاد آورند.این حالت را در زمان حیات مادی افراد نیز می توان مشاهده کرد کما اینکه فرزندان وقتی از پدر و مادر و خانواده فاصله می گیرند پس از مدتی آنان را فراموش می کنند و حتی سالی یک بار همبه یاد آنها نمی افتند و این حالت غریزی پس از مرگ نیز به گونه ای دیگر ادامه دارد.البته این حالت مربوط به ارواحی است که در قسمتهای بالای جهان سوم روحی(بهشت) قرار گرفته اند.

باید این مطلبرا گفت که مقدار زیادی از خاطرات زمان حیات مادی در آن جهان بی آثر است چون هر شناخت دارای موجی است و خاطرات زمان حیات مادی نیز دارای سنگینی زیادی هستند و هیچگاه آن امواج مورد استفاده ارواح در جهانهای روحی قرار نخواهد گرفت لذا کلیه آنها را از ضمیر عقلی خود می زدایند و با انجام این کار و سبک تر شدن بیشتر می توانند حرکت به سوی جهانهای روحی را آسانتر انجام دهند .البته خاطرات عاطفی و معنوی و علمی تا زمان های بسیار درازی در یاد بسیاری از ارواح باقی می ماند و گاهی هم در بعضی از ارواح قدرت برخی از این خاطرات قوی تر می شوند .البته وجود چنین حالتهایی فقط تا طبقه هشتم جهان سوم ادامه خواهند داشت و از آن پس کم کم از بین می روند. و زمانی که ارواح وارد جهان چهارم روحی می شوند از یک حالت تکاملی دیگری برخوردار می شوندکه از آن پس ثقل کلیه خاطرات مادی را از ذهن روحی خویش پاک می کنند

ارواح پیوسته علوم جدیدی را جایگزین خاطرات بی مصرف زمان های گذشته خود می نمایند و در نهایت زمانی فرا خواهد رسید که ارواح در وجود روحی خود هیچگونه خاطره ای از زمان حیات های گذشته باقی نمی گذارند و از این زمان است که ارواح از جهان سوم به جهان چهارم ارتقا یافته و از این پس باید خود را به مرحله تکامل روحی و تغییرات موجی برسانند و به جهانهای بالاتر تلاش می کنند و تمام خاطرات مادی زمان حیات را از ضمیر روحی خویش پاک خواهند کرد.

ارواح در عوالم روحی به نیروهای دیگری که خارج ار نیروهای موجود در سطح کره زمین است و با علم محیط بشریت برابری ندارد دست می یابند و آن به گونه ای است که در زمان حیات مادی برای بشر تصور به دست آوردن چنین نیروهایی غیر قابل باو می باشد.

در جهان ارواح این نیروها به ارواح فروتنی تواضع ومحبت و... را هدیه می کنند و وجود چنین نیروهایی در ارواح باعث می شوند که آنها برای کمک به کلیه افراد جوامع بشری بشتابند و به شکل ارواح نگهبان یا محافظ و ... از هر فردی در زندگی مادی مراقبت و مواظبت کنند ضمن این که با انجام چنین علمی خود را نیز به تکامل نزدیکتر می سازند.

زمانی که ارواح بر روی کره زمین و بخصوص در مجالس روحی حاضر می شوند می بینیم که لباس های زمان حیات خود را در بر دارند .این عمل ارواح به دو دلیل صورت می گیرد

1-ارواح تا مدت ها پس از مرگ خاطرات و اخلاق و رفتار و علاعق زمام حیات مادی خود را کاملا از دست نمی دهند

2- ارواح در زمان حضور تجسدی در مجالس روحی کوشش بر این دارند تا از لباسهای معمولی زمان حیات خود استفاده کنند و این عمل به این دلیل است که کسانش در نخستین وهله تجسد بتوانند شخصیت مادی گذشته او را بشناسند

بطور کلی درباره خاطرات ارواح باید گفت هیچ روحی پس از جدا شدن از جسم مادی و سفر به جهانهای روحی کلیه خاطرات را تا زمان رسیدن به جهان چهارم همچنان در خود حفظ می کند چون تا طبقه هشتم بهشت هم احتمال بازگشت روح به جهانهای مادی وجود دارد و می بایست روح خاطرات گذشته خود را به یادداشته باشد تا در صورت بازگشت آنها را بکار گیرد



ادامه مطلب


انتقال از جهان حیات به عوالم روحی معمولا به دو صورت انجام می گیرد

1-مرگ معمولی یا طبیعی

عده ای از افراد پس از آنکه به کسالتی دچار می شوند مدتی در بستر بیماری بسر می برند و از نیروی حیات جسمانی آنها بتدریج کاسته می شود و کلیه سیالات حیات بتدریج قدرت خود را از دست می دهند و وقتی که سیالت حیات از بین رفتند و از جسم جدا شدند سر انجام آن فرد فوت می کند

2-مرگ ناگهانی

این حالت از مرگ بر اثر ثانحه یا سقوط یا جنگ و یا دلایل ناگهانی دیگری در مدت زمان کوتاهی رخ می دهد و فردی جان خود را به سرعت از دست می دهد . در این صورت دگرگونی در تعغییر حالتهای روحی و جسمی بسیار سریع و ناگهانی برای وی به وجئد می آید که شناخت و درک چگونگی انتقال روح و تنپوش در این حالت به جهانهای روحی در زمان مرگ برای بشر مهم و ارزنده است

در یکی از جلسات روحی از روح حاضر در جلسه درباره چگونگی حالت و زمان مرگ سوال شد که وی در پاسخ چنین گفت

من در آخرین روزهای بیماری به بیمارستان منتقل شدم ودر یک اتاق چهار تخته بستری شدم و قرار بود صبح روز بعد از من آزمایشاتی به عمل بیاید.از آغاز غروب به من احساس بسیار شاد و خوبیدست داده بود و هر لحظه این احساس خوشی در وجود من بیشتر می شد به طوری که در اواخر شب حالت خلسه کاملی فرو رفته بودم.در نیمه های شب متوجه شدم که بدنم در رخوت و سستی خاصی فرو رفته است. در وهله نخست فکر کردم که به علت داروهای مختلف و یا محیط بیمارستان چنین حالتی به من دست داده ولی هر چه زمان می گذشت بدنم بیشتر کرخت و سنگین می شد به طوری که دیگر نمی توانستم پلک چشمهایم را باز کنم ضمن اینکه احساس لذت و آرامش زیادی در من بوجود آمده بود.حس می کردم پاهایم سرد شده گویی بدنم در داخل آب سردی فرو رفته و این سرما بتدریج تمامی بدنم را در بر گرفت با قدرتی زیاد تلاش کردم تا توانستم خود را از آن کوه یخ برهانم.در این حال خود را کاملا آزاد احساس کردم ولی جسمم چون تکه چوبی روی تخت بیمارستان ساکت و آرام افتاده بود . در تعجب بودم که چگونه تا کنون توانسته بودم با این جسم سنگین و سرد زندگی کنم.در آن وقت در چنان حالت خوب و آرامشی بسر می کردم که هرگز در تمام طول عمر خود به این گونه لذت و خوشی و احساسی دست نیافته بودم

در این زمان پرستار جهت دادن دارو به بیماران وارد اتاقشد و تا چشمش به صورت من افتاد متوحش شد و دیگران را صدا زد در این هنگام همه به تکاپو افتاده بودند و هر یک عملی انجام می داد که جسم مرا دوباره زنده کند ولی من از این کارهای بی نتیجه آنها نگران بودم زیرا تمایلی به زندگی با جسم مادی نداشتم . در همین کشمکش های روحی و جسمی بودم که صدای خنده بلنی دقت مرا جلب کرد و متوجه شدم پدر و مادر و برادر و خواهر و پسر خاله و ... وارد اتاق شدند.جوان نیرو مندی را دیدم که مرا بوسید تاکنون او را ندیده بودم و خود را به من معرفی کرد فهمیدم که امیر پسری است که در دو سالگی او را از دست داده بودم.آنان می خواستند مرا از بیمارستان خارجشده وهمراه آنها به عوالم روحی بروم من برای آخرین بار نگاه نفرت باری به جسم مادی خود انداختم وبا سرعت زیادی فاصله بین بیمارستان و منزل را پیمودم.زمانی که وارد خانه شدم همگی افراد خوانواده غیر از همسرم خوابیده بودند .خیلی کوشش کردم که حقیقت را به او بگویم ولی نتوانستم. همراهانم به من فهماندند که در حال حاضر نمی توانم با کسی از افراد خانواده تماس بر قرار کنم.لذا به همراه آنان منزل را ترک کرده و در مسیری حرکت کردم که برایم ناشناس بود . در راه خیلی ها را می دیدم که در رفت و آمد هستند و ارواح زیادی هم با ما همراه بودند تا اینکه به جایی رسیدیم که من هیچگونه آگاهی از از آن محل نداشتمکه پی از آن دانستم که در جهان سوم روحی یا بهشت و در طبقه سوم مکان دارم.مدتی به فراگیری علوم مختلف روحی والهی پرداختم و پی از آموزشهای بسیاربه سمت استاد نقاشی در همان جهان مشغول بکار شدم و به ارواح درس نقاشی روحی می دهم. برای بالا بردن سطح زندگیم می بایست کارهای مفید تری را نیز انجام دهم لذا جهت این منظور باید حفاظت یک نفر را در جهان های مادی به عهده می گرفتم و من روح نگهبان یکی از فرزندانم شدم و اکنون به نگهبانی و مراقبت از او بر مبنای سرنوشت مشغول هستم

سوال شد منظور شما از روح نگهبان چیست؟

وی گفت:

در عوالم روحی زمان و مکان برای ارواح مفهومی ندارد و ارواح در هر لحظه از زمان قادر خواهند بود میلیون ها کیلومتر راه را بپیمایند همان طوری که رشته های حیات در زمان زندگیبین جسم و روح افراد در ارتباط است رشته های حیات روحی هم بین من و فرزندم بر قرار است و .یعنی همان طوری که شب فردی در خواب است و روح وی از جسم فاصله بسیار زیادی دارد و در اثر کوچکترین حرکت و یا سر و صدا یا ارتعاش این رشته های روحی فورا به جسم باز می گردد و شخص از خواب بیدار می شود .درست همین حالت و با سرعت زیادتری بین من و روح فرزندم برقرار است و در اثر کوچکترین نیاز و یا خواستهایبا به ارتعاش در آمدن این رشته ها من که روح نگهبان وی هستم از ماجرا خبر دار می شوم و به سوی او خواهم شتافتیعنی با اولین فرکانس مغزی و روحی وی که انعکاس آن به رشته های پیوند روحی من اثر می گذارد خود رابه محلی که وی در آنجاست می رسانم

مجددا از روح حاضر سوال شد:

زمانی که شما به جهان روحی سفر کردید محیط برایتان چگونه بود؟

در پاسخ گفت:پس از مرگ به جهانی انتقال پیدا کردم درست محیطی مانند کره زمین را مشاهده کردم ولی بمراتب زیباتر و بهتر از آن بود.ساختمان و خیابان و درخت و گل و تمام زیبایی هایی را که در زمین می توان یافت در هر نقطهای از این جهان وجود دارد

از وی سوال شد:آیا زمانی که وارد جهان سوم شدی پی شیده بودی یعنی لباس به تن داشتی؟

او جواب داد بلی مدت ها با همان لباس زمان حیات زندگی می کردم ولی پس از تسلط بر عقل آنها را با لباس مورد علاقه ام تعویض کردم و لباس تازه ای به تن کردم

از روح سوال شد :

از گریه و زاری زن و فرزندانت پس از مرگ چه احساسی داشتی؟

در این باره گفت:از این کار لذت نمی بردم بسیار هم ناراحت می شدم.خیلی کوشش کردم که در خواب و یا بیداری به افراد خانواده ام بفهمانم که اشتباه می کنند چون وضع من در جهان روحی خیلی بهتر از زندگی در زمان مادی است ولی موفق نشدمو مدت های زیادی از گریه و زاری خانواده ام افسرده و ناراحت بودم .این مطلب باید به افراد نسل بشر گفته شود که انجام کلیه این اعمال گریه و زاری ها و دلسوزی ها را می بایست به خاطر آینده خود پس از مردن داشته باشند و روح فرد سالمی که زندگی پاکی داشته نیاز به گریه و غم و اندوه ندارد تا ارواح بتوانند با اجرای آخرین مراسم زندگی مادی در جلساتی که برای یادبود آنان تشکیل شده و همگان حظور دارند شرکت داشته باشند در غیر این صورت ارواح در مراسم خانوادگی شرکت نمی کنند



ادامه مطلب










به سمت راست عکس زیر توجه کنید یک صورت می بینید

 



ادامه مطلب



 تا کنون از ارواح زیادی در مورد چگونگی مرگ و حیات پس از ان سوالات بسیاری شده که درصد زیادی از آنان مرگ وزمان مردن و رسیدن به عوامل یا جهانهای روحی را با تعغیرات بسیار جزئی به طوری که نتیجه گفتار آنان یکسان بودهشرح داده اند و گفته های یکایک آنان را که از طریق روشهای گوناگون تماس مانند الهامی - حلولی - کتابت یا گردونه دوار ویا به شکل تجسدی و ... بیان کرده اند

میتوان چنین جمع بندی نمود

بدن بشر به وسیله سیاله های حیاتی به جسم اثیری و روح وصل شده که این سیاله ها ممکن است گاهی تا میلیون ها کیلومتر بدون اینکه از جسم مادی کاملا جدا شوند امتداد یابند

در زمان قبل از مرگ طبیعی تعدادی از این سیاله ها به ترتیب توان حیاتی خود را از دست می دهند وبتدریج از بدن جدا می شوند و پس از جدایی کامل از جسم به تنپوش متصل و جزئی از آن می گردند و نیروی از دست رفته خود را پس از جذب کاملبه جسم اثیری باز می یابند

پس از جدائی کامل رشته های حیات از بدن از آن زمان است که مرگ کامل فرا می رسد و از این موقع به بعد جسم مادی رو به خرابی و فساد می رود

لحظه ای که جدایی کامل رشته های نقره ای تنپوش از بدن فرا رسید زمانی است که روح وتنپوش توانسته اند به طور کامل از جسم مادی جدا شوند که در این زمان سلولهای بدن از فعالیت های حیاتی باز می ایستند و کلیه حرکات آن مانند ضربان قلب و کار ریه و ... قطع می شود و بدن نیز سرد می گردد

گاهی اوقات در زمان مرگ برخی افراد مشاهده می شود که جسم و روح آمادگی جدا شدن از هم را ندارند زیرا در این حالت تمام رشته های نقرهای حیات از بدن پاره نشده اند و در این حالت وابستگی کامل جسم وروح مشخص می شود زیرا آنها نمی خواهند دیگری را تنها بگذارند و این عمل اغلب منجر به خستگی فراوان روح و جسم در آخرین لحظات زندگی مادی افراد می شود که در چنین شرایطی مشاهده می شود که فردی ساعت و روزها بدون حرکت در بستر افتاده و در حال جان کندن است ولی آثار حیات هنوز در وجودش به چشم می خورد و در نهایت پس از مدتی کلیه اتصالات رشته های نقره ای تن پوش از جسم پاره می شود در این جدا سازی نزدیکان و دوستان وی که در زمان حیات خود با وی دارای تجانس روحی بوده اند و قبل از او به عوامل روحی پیوسته اند به روح آن شخص کمک کرده و با کمک روح راهنما و ... کلیه رشته های حیات را از جسم وی خدا می کنند تا مرگ فرا رسد

از این زمان به بعد است که کلیه حرکات و اعمال . ظواهر حیات در بشر قطع می شوند و روح شخص از فرط خستگی زمان طولانی گسیختن رشته های نقره ای حیات به آرامش فرو می رود و این حالت را می توان زمان بی خبری ارواح نامید که البته این زمان کوتاه است ولی در بعضی مواقع دیده می شود که این زمان تا پوسیدگی کامل جسم مادی ادامه می یابد و در چنین حالتی پی از پوسیدگی کامل جسم مادی . روح آخرین علاقه و کنش های حیات مادی را از جسم جدا کرده و نا گزیر جسم را ترک می نماید

باید توجه داشت که تماس با ارواح نشان می دهد که آنان از افراد زنده عالم خاکی به مراتب به ما نزدیکتر بودهو هر زمانی که بخواهیم می توانیم با آنان در تماس باشیم و ارواح با روی گشاده به نزد ما می آیند و با ما گفتگو می نمایند چون زندگی مادی خارج از وجود روح نیست و این روح قادر به انجام اعمال و افعال خاصی می باشد و در زمان آزاد شدن از جسم صاحب قدرت بیشتری می باشد

ارواح پس از جدائی کامل از بدن مایل هستند که با نزدیکان . عزیزان خود تماس هایی را برقرار کنند ولی اغلب آنها در بر قراری این نوع تماس ها موفق نمی شوند و در نهایت از تلاش خود خسته می شوند و از آنان دور می گردند

اگر مردم از وجود ارواح آگاهی داشته باشند و روش تماس با آنها را بدانند از آن پس می توانند به سادگی با در گذشتگان خود در تماس باشند

ارواحی که به سادگی توانسته اند جسم را رها کنند و به عالم روحی سفر کنند از همان لحظه جدائی جسم و روح در صورت موافقت روح می توان با آنان تماس گرفت ولی چنانچه روحی پس از مرگ نتواند وابستگی های حیات را کاملا از خود جدا سازد تا زمان جدائی کامل وی از ماده نمی توان با روح تماس برقرار کرد

در بعضی مواقع دیده شده است فردی از نظر پزشکی کاملا مرده است ولی با سرسختی و مقاومت روح کلیه الیاف و رشته های حیات مجددا از تنپوس به جسم مادی وصل شده وحیات مادی مجددا شکل می گیرد چون بعضی مواقع مشاهده شده که اجساد مردگان در گور یا محل دیگری زنده شده است

اکثر ارواح تا مدت ها پس از مرگ جسم مادی در نزد عزیزان یا وابستگان خود باقی می مانند و در میان آنان زندگی می کنند به طوری که اگر فرد روشن بینی در جمع آن خوانواده باشد در شرایط خاصی می تواند آنان را مشاهده کند

در جسم مادی و اثیری بشذ مراکز قدرتمندی وجود دارد که برخی از آنان امواجی از جود صاطع می کنند که نوع و مقدار آن در افراد بشر متفاوت است ودر زمان بر قراری تماسها معمولا ارواح به سوی گروه خاصی از این امواج کشیده و جذب می شوند .این امواج مربوط به کسانی است که قدرت مدیومی بیشتری نسبت به سایرین دارند و وجود این نیرو در هیچ یک از افراد بشر به صفر نمی رسد.

افراد نادری نیز وجود دارند که به این نیرو ها پی برده اند به طوری کهبه راحتی می توانند به راحتی جسم خود را در یک محل رها کرده و مرزهای جهان را در نوردند که گاهی این عمل را خود مدیوم انجام می دهد گاهی توسط افراد دیگر انجام می پزیرد

از روحی درباره چگونگی زمان مرگ سوال شد و او در پاسخ گفت

زمان مرگ بسیار زیبا و ملکوتی است و هر یک از ارواح آن را به نحوی حس کرده اند ولی من در زمان مرگ مدتی در بی خبری بودم که نا گاه متوجه شدم مانند دانه که از غلاف خود خارج می شود من هم از جسم به صورت روپوش بیرون می آیم گویی تا آن زمان در داخل کیسه ای سر بسته قرار داشته ام که روی آن کیسه بارهای زیاد و سنگینی بود ولی من به آسانی و بدون کوچکترین سنگینی و درد از داخل آن به صورت غلافی خارج شدم و به همان نسبت هم هر چه بیشتر از جسم خود بیرون می آمدم بیشتر احساس لذت می کردم

پس از جدا شدن مشاهده کردم که شخص دیگری درست شبیه من در اتاق خوابیده و تا به حال سنگینی او نمی گذاشت تا از زیر آن بارها رها شوم. زمانی که از او جدا شدم به گوشه ای رفتم و به آن کالبد هیولایی خود نگریستم و فورا از او دور شدم چون وحشت داشتم که مبادا مجددا گرفتار عذاب آن گردم

از روحی دیگر درباره چگونگی زمان مرگ سوال شد و او در پاسخ گفت

پس از رهایی از جسم مادی با گروهی از خویشان که به دیدن من آمده بودند به سوی محلی جذب شدم که قبلا هیچ اطلاعی از آن نداشتم در بین راه سفر به عالم جدید با خویشان و دوستانی بر می خوردم و از ایشان می گذشتم پس از اندک زمانی به محلی رسیدم که بسیار پر شکوه ودیدنی بود و در آنجا همه چیز وجود داشت پس از گذشت زمانی کوتاه برای بدست آوردن و تهیه کایه وسایل مورد نیاز زندگی فردی و... مجاز گشتم و به راحتی می توانستم تمام خواسته های خود را بدست آورم

از روحی دیگر درباره چگونگی زمان مرگ سوال شد و او در پاسخ گفت

قبل از مرگ مدتی بیمار بودم و از درد جسمانی رنج فراوان می کشیدم . یک روزحس کردم که درد من کمتر شده به طوری که رغته رفته کلیه درد و رنجهای موجود از وجودم دور شد . چند روزی را به همین حالت و بدون احساس نمودن کوچکترین درد یا ناراحتی گذراندم و پس از مدتی در وجود خود کوچکترین حرکتی را نیز حس نمی کردم و بدنم از نک انگشتان شروع به سرد شدن کرد سرمایی شدید و سخت بود که به تدریج رو بهبالا تنه بدنم می آمد .این سرما را تا نزدیکی گردن احساس کردم که ناگاه متوجه شدم بدنم با حرارتی زیاد از درون به حرکت در آمد و گرمای تنم به تدریج از سرما خارج می گردد و در این حالت جسم خودم را کاملا از سرما بیرون کشیدم و از آن کوه یخی نجات پیدا کردم . در این لحظه همه چیز آرام و ساکت شده بود و دیگران را می دیدم که اطراف جسم سرد من در حرکت هستند ولی کسی آن را لمس نمی کرد .پس از مدتی آن را از منزل خارج کردند و چون از آن جسم متنفر بودم به دنبالش نرفتم تا اطلاعی از سرنوشت آن بدست آورم.مدتی در منزل بودم و کوشش کردم با همه افراد فامیل که در آنجا جمع بودند صحبت کنم ولی من هر چه می گفتم کسی توجهی به گفته های من نمی کرد لذا پی از مدتی تلاش در نهایت همراه برخی از دوستان و اقوام روحی به عالم روحی سفر کردیم

در برخی مرگ های ناگهانی که تنپوش و جسم به علت جدایی سریع جسم مادی از زمان وقوع آن اطلاعی ندارد حالت تشنج و تحریک سریعی در بدن به وجود می آید که در این صورت جان دادن بسیار شدیدی را به وجود می آورد. در این حالتتن پوش و جسم از بروز این واقعه ناگهانی مضطرب شده و جهت رهایی و پاره کردن رشته های نقره ای حیات تلاش فراوانی را می کنند تا در نهایت رشته ها پاره شده به تنپوش متصل شوند. در این نوع مرگ ها تا مدت زیادی آن روح جسم خود را به طور کامل ترک نمی کند و زمانی با آن می ماند و تلاش بسیاری می کند که مجددا به جسم وارد شود ولی تمام این اعمال و تلاش ها بی نتیجه است . زمانی که جسم را متلاشی شده می بیند آنگاه برای همیشه از آن دست بر می دارد و برای گذران زندگی خاویدان خود به جهان روحی خواهد شتافت



ادامه مطلب







این عکس به فرشته شبیهه

 

 



ادامه مطلب


عکس پایین مشخص تره



ادامه مطلب


یک مقدار باید توجه کنید



ادامه مطلب


 

زوم شده تصویر



ادامه مطلب


این عکس مشخص نیست روحه یا یک نوع انرژی دیگه

 



ادامه مطلب



 

 عکس زیر زوم شده تصویر بالا

دو نفری که مشخص شده اند روح هستند



ادامه مطلب


احتمالا این روح یکی از سرنشینان این اتومبیل  بوده



ادامه مطلب


 یکی از راههایی که انسان میتونه قدرت فکر و انرزیه خود رو بالا ببره تمرینات روحیه

تمرینات روحی انواع زیادی داره ولی پایه و اساس تمامی این تمرینات بر دو چیزه تمرکز کردن و دستیابی به گنجینه اصرار یا همون ضمیر ناخودآگاه

در اینجا باید یک مقدار درباره ضمیر آگاه و ضمیر ناخود آگاه توضیح بدم

ضمیر آگاه همان ضمیریه که شما که مشغول خواندن این مطلب هستید مطالب در آن جای میگیره

این مطالب بعد از مدتی از ضمیر آگاه شما به ضمیر ناخودآگاه شما منتقل میشه تمام اتفاقات ومساعلی که برای ما میافته بعد از مدتی از یاد ما میره ولی در حقیقت به ضمیر ناخودآگاه ما انتقال پیدا کرده و از بین نرفته

ضمیر ناخودآگاه ما توان انجام دادن هر درخواستس رو داره به شرط اینکه با تمام وجود یک چیزی رو بخواهیم

حالا برای اینکه ما بتونیم به ضمیر ناخودآگاه خودمون نزدیک بشیم احتیاج به این داره که بدی ها رو از خودمون دور کنیم مثل

کینه

نفرت

خشم

دروغ گویی

اگه ما بتونیم تمام فکر های منفی که باعث تولید انرزی منفی میشه رو از خودمون دور کنیم دستیابی به ضمیز ناخود آگاهمون آسون تر میشه وهر خواسته ای که داشته باشیم انجام میشه

شاید شنیده باشید که میگن از بسکه طرف خوش قلبه خدا هر چیزی میخواد بهش میده

در حقیقت خدا قبلا قدرتی به خود انسان داده که اگه انسان بتونه ازش استفاده کنه به خواسته هاش میرسه

سعی کردم بصورت خیلی خلاصه توضیحیاتی درباره ضمیر ها داده باشم

 

حال میرسیم به یک تمرین روحی

یکی از این تمرینات مدیتیشن یا به زبان خودمون عبادت نام داره و انواع مختلفی داره

من یک راه ساده رو بهشما یاد میدم اگه درست تمرین کنید خواهید دید که چه احساس خوبی بهتون دست میده

تمرین به این صورته

1-محل مناسب را انتخاب کنید که در آنجا ارامش داشته باشید در یک زمان مناسب که مشغله ذهنی نداشته باشید

2-لباس راحتی به تن کنید که جریان خون به راحتیجریان داشته باشد

3-به پشت دراز بکشید بهتره برای راحتیه بیشتر یک بالش زیر زانو بزارید

4- شروع کنید به تنفس عمیق به طوری که با هر دم حدود 5 ثانیه هوا را داخل ریه ها کنید وهنگام بازدم خیلی سریع هوا رو از ریه ها خارج کنید انقدر این کار رو انجام بدید تا احساس گرما در سر و گردنتون بکنید

5- پلکهاتون رو ببندبد

6-در این زمان باید تمامی اجزاع بدنتون رو شل و بی حس کنید به این صورت که به خودتون تلقین کنید که با هر نفسی که میکشم

پلک های من شل و سنگین میشه و نوان باز کردن چشمهامو ندارم می تونید برای این کار یک شماره هم بزارید مثلا به خودتون تلقین کنید با 10 دم و باز دم وقتی به شماره ده رسیدم توان باز کردن چشمهامو ندارم

برای سر وگردن هم همینطور و کلیه اجزاع بدن از قبیل دست و پا شکم کمر شانه ها و....

همین تلقین رو به ترتیب انجام میدید تا هیچ کدوم از اعضای بدنتون رو نتونید حرکت بدید و کاملا شل شده باشند

7-در این زمان شما باید یک تصویر ذهنی برای خودتون به تصیر بکشید برای این کار مینونید

یکی از جاهایی که قبلا دیدید و دوست داری اونجا باشید رو به تصویر بکشید یا حتی یک منظره خیالی که خودتون دوست دارید و یا منظرهای کهدر یک تابلوی عکس یا نقاشی دیدید رو برای خود تجسم کنید

8-هر منظرهای رو برای خودتون تجسم کردید خودتون رو داخل اون منظره احساس کنید سعی کنید تمام جزعیات اون منظره رو تجسم کنید

در اوایل این تصویر ذهنی مدام در حال فرار کردنه باید باهاش مقابله کنید و نگذاری تصویر از ذهنتون خارج بشه به هیچ چیزی به غیر از اون منظره فکر نکینید در اون منظره قدم بزنید اگر منظرتون کنار دریاست سعی کنید امواج دریا رو با صداهاش تجسم کنید

9-اگر تونستید این کار رو کامل انجام بدید همون جوری که منظره رو تجسم کردید و خودتون در اون فضا هستی شروع کنید به تلقین کردن

مثلا به خودتون تلقین کنید که هوای پاکی که در اینجا تنفس میکنم به تمام سلولهای بدنم سلامتی میده

یا تلقین کنید که با هر نفسی که میکشم انرزی مثبت دنیا رو در خودم جمع میکنم و با هر بازدم ناراحتی ها و انرزی های منفی رو از خودم دور میکنم ویا هر تلقین مثبتی که خودتون خواستید

10-حالا موقع برگشتنه برای این کار از اون فضا میاید بیرون خودتون رو اونجایی که دراز کشیدید حس میکنید

به همون شکلی که عضلات خودتون رو شل و بی حس کردید به صورت عکس از اون حالت در میارید وقتی کاملا به حالت تبیعی برگشتید چشماتون رو آروم باز میکنید

بعد میلینید که چه احساس خوبی بهتون دست میده

 

این تمرین رو 3 بار در هفته انجام بدید هر تمرین هم بیشتر از 20 تا 30 دقیقه انجام ندید

 



ادامه مطلب


این عکس از معروفترین عکسهای روح است که تا به حال گرفته شده



ادامه مطلب


 

در عکس زیر مشخص تره



ادامه مطلب


اینم زوم شده تصویر



ادامه مطلب


به بالای پرده خوب دقت کنید

 

این عکس زوم شده تصویر قبله

 

 



ادامه مطلب


مطالب قبلي


منوی وبلاگ

صفحه نخست

پست الكترونيك

آرشیو مطالب
نویسندگان

آرشيو مطالب

اسفند 1387
دی 1387
مرداد 1387
اسفند 1386
دی 1386
مهر 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384

لینک دوستان

ghostsworld
spiritstudy
ghostsecret
انجمن های تماس با ارواح
ارواح
علوم غریبه ماوراءالطبیعه
ارتباط با ارواح
ارواح

آرشيو موضوعي

 

در این وبلاگ سعی بر این خواهد بود که بینندگان را با بعد غیر مادی انسان(روح) و زندگی پس از مرگ ,تماس با ارواح وقدرت های ناشناخته انسان و تمرینات روحی برای تقویت روح و روان آشنا کنیم

Copy Right © 2007 arvah All Rights Reserved.

مرجع سایت های متافیزیک

مرجع سایت های ماوراءالطبیعه

ماوراءالطبیعه

arvah.blogfa.com