تبليغاتX
ارواح متافیزیک هیپنوتیزم www.arvah.org
ارواح متافیزیک هیپنوتیزم www.arvah.org

آرشیو وبلاگ ایمیل مدیر صفحه نخست
پیغام مدیر

به وبلاگ ما خوش آمدید .
امیدوارم مطالب این وبلاگ مورد استفاده شما قرار بگیرد.
در ضمن نظر یادتون نره

آمار و اطلاعات بازدیدکننده

تعداد بازديدها:

جست و جو در این وبلاگ



پيوندهاي روزانه

آرشيو پيوند ها

تبلیغات

برای ورود به انجمن تماس با ارواح از آدرس زیر وارد شوید.

ماوراءالطبیعه

وبلاگ تماس با ارواح به آدرس زیر منتقل شد , برای خواندن مطالب جدید از آدرس زیر وارد شوید.

متافیزیک


 

نفس پس از مرگ

نفس در لحظه مرگ چه می شود؟

او دوباره روح می شود , یعنی به جهان ارواح داخل میشود که موقتا آن را ترک کرده بوده است.

آیا نفس بعد از مرگ فردیت خود را حفظ می کند؟

بله آن را از دست نمی دهد , اگر نفس فردیت خود را از دست ندهد چه می شود؟

نفس چگونه به فردیت خود پی می برد حال که او بدن مادی ندارد؟

نفس هنوز سیاله ای دارد که مختص خود اوست و آن را از اتمسفر سیاره اش می گیرد که نشانه آخرین تجسدش می باشد (یعنی قالب مثالی اش)

آیا نفس از عالم زمینی با خود چیزی نمی برد؟

فقط خاطراتش را و میلش به رفتن به جهان دیگر را با خود می برد , این خاطرات پر از شیرینی و تلخی است و این متناسب با اعمال وی در زندگیش است , نفس هرچه پاکتر باشد به همان اندازه به بیهودگی آنچه که بر روی زمین گذاشته است پی می برد.

راجع به این عقیده که نفس بعد از مرگ وارد کل کیهان میشود چه فکر می کنید؟

آیا مجموعه ارواح یک کل را نمی سازند؟ این کل یک جهان نیست؟

وقتی که تو در یک مجمع هستی بخشی سازنده ای از این مجمع را بوجود می آوری , و مع ذالک همیشه فردیت خود را حفظ می کنی.

چه دلیلی برای بقای فردیت روح پس از مرگ در دست داریم؟

آیا این دلیل با ارتباطی که با ارواح برقرار کرده اید , بدست نیامده است؟ اگر کور نباشید آنرا خواهید دید , و اگر کر نباشید آنرا خواهید شنید , زیرا اغلب صدائی با شما سخن می گویند که نشانه وجودی در وراء شماست.

کسانی که فکر می کنند با مرگ , نفس همچون قطره آبی که در اقیانوس می افتد با پیوستن به کل گیتی فردیت خود را از دست می دهد در اشتباه هستند , اگر مقصود آنها از کل گیتی , مجموعه موجودات غیر مادی است که هر نفس یا روح یک عنصر آنرا تشکیل می دهد , نظر آنها صائب است.

اگر نفوس در کل مستحیل شوند , آنها خاصیت کل را پیدا می کنند و هیچ چیز آنها را از یکدیگر متمایز نخواهد کرد , آنها نه هوش خواهند داشت و نه کیفیت خاص , در حالی که در تمام ارتباط ها , آنها از وجوان من و یک اراده مستقل حرف می زنند , اختلاف و تنوع بسیاری را که آنها تحت هر عنوانی از خود نشان می دهند , نتیجه فردیت آنهاست . اگر پس از مرگ چیز دیگری غیر از کل بزرگ نبود که همه فردیت ها را به خود جذب می کرد , این کل دارای شکل واحد بود و بنابراین کلیه ارتباطاتی که انسان از جهان نامرئی دریافت می کرد دارای شکل واحد بود.

نظر به اینکه ما در ماورا> خوب و بد , دانا و جاهل , خوشبخت و بدبخت می بینیم , و دارای خصوصیات مختلف مثل شاد و غمگین , سبک سر و عمیق و غیره هستند , پس آنها موجودات مستقل و جداگانه ای می باشند.

فردیت ارواح زمانی که هویت خود را با علائم غیر قابل انکار و مجزئیات شخصی مربوط به زندگی زمینی خود که قابل تایید است اثبات می کنند , روشن و مدلل می گردد , زمانی که این موجودات تظاهر می یابند دیگر هیچ شکی باقی نمی ماند . فردیت روح , از لحاظ نظری , مثل یک امر اعتقادی و مذهبی به ما آموخته شده است , علم روحی آنرا روشن کرده و به آن مادیت بخشیده است.

حیات جاودان چه مفهومی دارد؟
این حیات روح است که جاودانی است , زندگی بدن موقت و گذرا است . وقتی که بدن می میرد , نفس داخل در حیات ابدی یا جاودان می شود.

آیا دقیق تر نخواهد بود اگر ما حیات جاودانی را به زندگی ارواح پاک اطلاق کنیم ؟ یعنی آنهایی که به درجه کمال رسیده و دیگر امتحانی برای گذرندن ندارند؟

بهتر است بگوییم این سعادت جاودانی است , اما این بازی با لغات است , هر طوری دوست دارید کلمات را بکار ببرید به شرط اینکه با هم تفاهم داشته باشید.

جدائی نفس و بدن

آیا جدائی نفس از بدن دردناک است؟

نه بدن در طول زندگی بیشتر از لحظه مرگ رنج می بد : نفس در زنج انسان نقشی ندارد . رنجهایی را که انسان در لحظه مرگ می کشد , شادی روح است که می بیند دوران تبعیدش به سر رسیده است.

در مرگ طبیعی , یعنی مرگی که در اثر فرسوگی اندام ها به دنبال کهولت می رسد انسان بدن اینکه متوجه شود , زندگی را بدرود می گوید . این چراغی است که ر اثر نداشتن سوخت خاموش می شود.

مفارقت نفس از بدن چگونه انجام میشود؟

پیوندهایی که آن دو را به هم متصل می کند , گسیخته خواهند شد , آنگاه نفس از بدن جدا می شود.

آیا مفارقت از بدن فورا به وسیله یک انتقال ناگهانی انجام می شود؟ آیا حد و مرز مشخصی بین مرگ و زندگی وجود دارد؟

نه نفس به تدریج از بدن جدا میشود و مثل پرنده ای که گرفته شده و سپس آزاد می شود , ناگهان از بدن نمیگریزد . دوحالت به هم برخورد کرده و مخلوط می شوند , بدین ترتیب روح به تدریج بندهای خود را می گشاید . بندها بهم گره خورده و باز نمی شوند.

روح در دوران زندگی زمینی , بوسیله پوشش نیمه مادی یا قالب مثالی خود به بدن وصل می شود , مرگ فقط موجب فنای بدن می شود و قالب دوم را که از بدن با توقف زندگی آلی جدا می شود از میان نمی برد.

ماهدات ثابت کرده اند که خروج قالب مثالی در لحظه مرگ ناگهان بطور کامل انجام نمی شود , این بتدریج و با آهستگی عمل می کند و آنهم نسبت به اشخاص تفاوت می نماید . در نزد برخی اشخاص این خروج سریع است , می توان گفت که لحظه مرگ در چند ساعت بعد لحظه رهائی است . اما در برخی دیگر به ویژه کسانی که زندگی آنها سراسر مادیت و شهوترانی بوده است , خروج آهسته بوده و حتی روزها و هفته ها و حتی ماهها طول می کشد , بدین معنی که در بدن هیچ اثری از حیات نیست و امیدی هم به بازگشت وجود ندارد , فقط بین روح و بدن سرگردان است . و این فقط به دلیل برتری است که روح در زندگی زمینی برای ماده قائل است . درک این موضوع منطقی است که روح هرچه بیشتر به ماده علاقه داشته باشد , جدائی از آنهم برایش دردناک تر خواهد بود , در حالیکه فعالیت فکری و اخلاقی و اعتلاء اندیشه , آغاز خروج نفس از بدن حتی در زندگی زمینی است و هنگام فرارسیدن مرگ تقریبا این عمل فوری و سریع انجام می شود.

این نتیجه مطالعاتی است که روی همه اشخاص در لحظه مرگ انجام شده است . این مشاهدات نشان می دهد که علاقه و کششی که بین نفس و بدن در نزد برخی اشخاص وجود دارد , مجدائی آنها را بسیار دردناک می کند , زیرا روح از متلاشی شدن بدن وحشت می کند . این مورد استثنائی و مخصوص بعضی از زندگی ها و بعضی از مرگ هاست , این نوع عذاب نزد کسانی رخ می دهد که دست به خودکشی می زنند.

آیا مجدائی قطعی نفس و بدن قبل از توقف کامل زندگی آلی امکان پذیر هست؟

در حالت احتضار , نفس گاهی بدن را ترک می کند , در اینصورت دیگر زندگی آلی وجود ندارد و انسان از خود هی آگاهی ندارد , معذالک نفخه ای از حیات باقی می ماند . بدن ماشینی است که قلب آن را به حرکت در می آورد تا آن مقدار که قلب بتواند خون را در رگ ها به جریان در اورد , نیازی به نفس نخواهد داشت.

آیا در لحظه مرگ به نفس گاهی جذبه یا الهامی از جهانی که می خواهد وارد آن بشود دست نمی دهد؟

اغلب نفس احساس می کند که پیوندهائی که او را به بدن متصل می کند گسسته می شوند , بنابراین نفس تمام سعی خود را مبذول می کند تا کاملا این پیوندها را بگسلد . نفس وقتی که مقداری از ماده جدا می شود , او جریان آینده را در مقابل خود می بیند و از طریق پیش بینی , از حالت روح شادمان می شود.

آیا مثل کرم ابریشم که ابتدا روی زمین می خزد و سپس در میان پیله خود ظاهرا میمیرد که بعد در یک وجود درخشانی دوباره متولد شود , می تواند برای ما تصوری از زندگی زمینی بعد گور ما باشد که سرانجام وجود جدیدی را پیدا می کنیم؟

تصور کوچک است , تصویر خوب است , معذالک نباید آن را طابق النعل بالنعل گرفت .

نفس لحظه ای که خود را در جهان ارواح می یابد چه احساسی می کند؟

این بستگی به اشخاص دارد , اگر تو بدی را با تمایل به بد کردن انام داده باشی در آن لحظه از کرده خود شرمسار خواهی شد > برای انسان عادل قضیه فرق می کند : درست مثل اینکه از وزنه سنگینی نجات پیدا کرده , زیرا از هیچ نگاه بازرسی کننده ای نمی هراسد.

آیا روح فورا کسانی را که در روی کره زمین می شناخته و قبل از او مرده اند پیدا می کند؟

بله طبق عواطفی که برای آنها داشته و متقابلا آنها نسبت به او داشته اند , اغلب آنها در بدو ورود تازه وارد به استقبال او می آیند . آنها به او کمک می کنند تا کهنه قبای مادی خود را بدور اندازد , درست مثل کسانی که مدتی در روی زمین از چشم او دور بودند و دوباره آنها را پیدا می کند , او ارواح سرگردانی را میبیند , ارواحی را که تجسد یافته اند ملاقات خواهد کرد.

در مرگ های شدید و تصادفات , چون اندام ها بوسیله سن یا بیماری هنوز ضعیف نشده اند , آیا جدائی نفس از بدن و توقف زندگی همزمان روی می دهد؟

کلا اینطور است اما در تمام موارد لحظه ای که آنها از هم جدا می کند بسیار کوتاه است.

آیا بعد از قطع سر , برای مثال انسان برای چند لحظه آ"اهی خود را حفظ می کند؟

اعلب شخص سر بریده تا چند دقیقه شعور و آگاهی خود را حفظ می کند تا زندگی اندامی کاملا خاموش شود . اما قبل از اجرای اعدام ترس از مرگ موجب می شود که او هوش و حواس خود را قبل از توقف اندام ها از دست بدهد.

در اینجا بحثی نیست که آگاهی که شخص سر بریده از خود دارد , مانند یک انسان و از طریق اندام های اوست و آگاهی او مانند روح نست . اگر او قبل از اعدام آگاهی خود را از دست ندهد می تواند چند لحظه ای آن را حفظ کند , اما مدت آن بسیار کوتاه خواهد بود و مسلما با توقف زندگی اندامی مغز نیز متوقف خواهد شد , که البته مفهوم آن این نیست که قالب مثالی کاملا از بدن جدا می شود , بر عکس , در تمام مرگ های ناگهانی وقتی آگاهی بوسیله خاموشی تدریجی نیروهای حیاتی از میان نمی رود پیوندهایی که بدن را به قالب مثالی وصل می کند سخت تر می شوند و خروج کامل بدن مثالی به آهستگی صورت می پذیرد.

احتضار روحی

آیا نفس به محض ترک بدن فورا نسبت به خودش آگاه می شود؟

شعور و آگاهی فوری لغت درستی نیست , او مدتی در احتضار به سر می برد.

آیا همه ارواح به همان درجه و مدت احتضار و آشفتگی جدائی نفس از بدن دارند؟

نه این بستگی به درجه اعتلای آنها دارد. کسانی که پاک اند فورا خود را باز می یابند , زیرا آنها قبلا در دوران زندگی زمینی از ماده جدا شده اند , درحالیکه انسان شهوانی و کسی که وجدان او پاک نیست به مدت طولانی این تاثیر ماده را حفظ می کند.

آیا شناخت علوم روحی کم و بیش روی مدت حالت احتضار اثر دارد؟

یک تاثیر بسیار زیاد زیرا روح پیشرفت وضعیت خود را می فهمد اما اعمال نیک و داشتن وجدان پاک بالاترین اثر را دارد.

در لحظه مرگ همه چیز مغشوش است , نفس زمانی را نیازمند است تا خود را بازیابد درست مثل آدم گیج و منگ مانند کسی است که از خواب عمیقی بیدار شده و به دنبال وضعیت جدید خود می گردد . روشنی عقاید و خاطرات گذشته بتدریجی که اثر ماده از روی نفس پاک می شود دوباره برمیگردند و آنگاه نوعی ابر تیره که افکار متوفی را پشانده است برچیده میشود.

مدت احتضار که پس از مرگ دست می دهد بسیار مختلف و متغیر است , ممکن است چند ساعت , چند ماه و یا حتی سال های بسیاری طول بکشد . کوتاه مدت احتضار متعلق به کسانی است که در دوران زندگی زمینی از وضع آینده خود آگاه هستند , زیرا فورا وضعیت جدید خود را می فهمند.

این احتضار یا حالت گیجی و اغتشاش , مطاق با خصوصیات اشخاص بویژه نوع مرگ تعیین می شود . در مرگ های ناگهانی , خودکشی , اعدام , تصادف , سکته , جراحت , و غیره روح دچار شگفتی شده و تصور نمی کند که مرده است و با اصرار از زنده بودن خود دفاع می کند , معذالک بدن خود را میبیند . میداند که آن بدن متعلق به اوست و نمی فهمد که چرا جدا از خود اوست , پس او زند کسانی می رود که آنها را دوست دارد و با آنها صحبت می کند , اما درک نمی کند که آنها حرف او را نمی شنوند. این توهم تا خروج کامل قالب مثالی ادامه می یابد , آنگاه روح به وجود می آید و در میابد که دیگر متعلج به جهان زندگان نیست . این پدیده به آسانی قابل توضیح است . روح فیالبداهه با مرگ دچار شگفت زدگی شده است , از تغییر ناگهانی که در او ایجاد شده گیج و منگ می شود , به زغم او مرگ هنوز مترادف نابودی و نیستی است , بنابراین همانطور که فکر می کند , میبیند و می شنود , حس می کند نمرده است , این امر توهم او را زیاد می کند , او برای خود پیکری می بیند که از لحاظ شکل شبیه به بدن قبلی خودش است , اما وقت مطالعه و بررسی ماهیت اثیری آن را نداشته است , آن را محکم و سخت مثل اولی می داند , و وقتی توجه او را بیدن امر جلب می کنند از اینکه نمی توان با دست آنرا لمس کند دچار تعجب خواهد شد.

این پدیده مانند کسی است که در خواب راه می رود و فکر نمی کند که خوابیده است . برای آنها خواب مترادف تعلیق نیروها است , بنابراین چون آنها آزادانه فکر می کنند و می بینند پس نخوابیده اند . برخی ارواح این خصوصیت را دارند , اگر چه مرگ ناگهانی فرانرسیده باشد اما عموما ارواح حتی آنهایی که در دوران زندگی بیمار بوده اند فکر نمی کنند که مرده اند . بنابر این روح به تشیع جنازه خود مثل یک بیگانه می نگرد و از آن مثل چیزی صحبت می کند که به او مربوط نیست . این وضع ادامه دارد تا واقعیت را می فهمد.

احتضار و گیجی که پس از مرگ به انسان دست می دهد , برای انسان خوب , هیچ رنجی ندارد . برای کسی که وجدانش آلوده است , ناراحتی و اضطراب زیادی به بار می آورد که هر لحظه که بیشتر از مرگش آگه می شود , افزون تر می گردد.

در خصوص مرگ های دسته جمعی تا آنجا که مشاهده شده کسانی که با هم مرده اند , فورا یکدیگر را ندیده اند . در لحظه احتضار که پس از مرگ فرا می رسد , هر کس به دنبال کار خود می رود و به دیگر اعتنائی نمی کند.

لینک مطلب در انجمن

نوشته آلن کاردک



ادامه مطلب


مطالب قبلي


منوی وبلاگ

صفحه نخست

پست الكترونيك

آرشیو مطالب
نویسندگان

آرشيو مطالب

اسفند 1387
دی 1387
مرداد 1387
اسفند 1386
دی 1386
مهر 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384

لینک دوستان

ghostsworld
spiritstudy
ghostsecret
انجمن های تماس با ارواح
ارواح
علوم غریبه ماوراءالطبیعه
ارتباط با ارواح
ارواح

آرشيو موضوعي

 

در این وبلاگ سعی بر این خواهد بود که بینندگان را با بعد غیر مادی انسان(روح) و زندگی پس از مرگ ,تماس با ارواح وقدرت های ناشناخته انسان و تمرینات روحی برای تقویت روح و روان آشنا کنیم

Copy Right © 2007 arvah All Rights Reserved.

مرجع سایت های متافیزیک

مرجع سایت های ماوراءالطبیعه

ماوراءالطبیعه

arvah.blogfa.com